صائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 561غزل شمارهٔ 561شاعر: صائبوزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)قافیہ: یدهماصنف: غزلصداکار: عندلیبآڈیوعندلیبخود کار اسکرولآغازاختتامآڈیوعندلیبخود کار اسکرولآغازاختتامToggle stanza 11نقل کریںحلقه هر در باغی نشود دیده ماباغ دربسته بود دیده پوشیده ما2نقل کریںدر دل قانع ما نیست تزلزل را راهلنگر بحر بود گوهر سنجیده ما3نقل کریںگرد غربت کندش زنده نهان در ته خاکغم به هر جا که رود از دل غم دیده ما4نقل کریںلعل و یاقوت به میزان جنون سنگ کم استسنگ اطفال بود گوهر سنجیده ما5نقل کریںخرمن سوخته از برق چه پروا دارد؟غم عالم چه کند با دل غم دیده ما6نقل کریںگرچه چون سرو نداریم درین باغ بریمی توان چید گل از دامن برچیده ما7نقل کریںکار اکسیر کند رنگ طلایی صائبمژه زرین شود از برگ خزان دیده ما◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمهست پیوسته به دریای کرم گوهر ماچه کند خشکی عالم به دماغ تر ما؟صائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 560اگلی نظمگرچه از درد خزانی شده رخساره مامی توان چید گل از سینه صد پاره ماصائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 562آڈیوصداکار منتخب کریںعندلیبآڈیو چلائیں0:000:00ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجورآڈیو کا ماخذ: گنجور
پچھلی نظمهست پیوسته به دریای کرم گوهر ماچه کند خشکی عالم به دماغ تر ما؟صائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 560
اگلی نظمگرچه از درد خزانی شده رخساره مامی توان چید گل از سینه صد پاره ماصائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 562