صائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 85غزل شمارهٔ 85شاعر: صائبوزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)قافیہ: الخویشراصنف: غزلصداکار: عندلیبآڈیوعندلیبخود کار اسکرولآغازاختتامآڈیوعندلیبخود کار اسکرولآغازاختتامToggle stanza 11نقل کریںمن گرفتم ساختی پوشیده سالِ خویش راچون کنی پنهان ز چشمِ خلق حالِ خویش را؟2نقل کریںوارثان را کرد مستغنی ز احسانِ اجلهر که پیش از مرگ قسمت کرد مالِ خویش را3نقل کریںچون صدف، گوهر اگر ریزند در دامن مرا،برنیارم ز آستین دستِ سؤالِ خویش را4نقل کریںدر میانِ جمع تا چون شمع باشی سرفراززسبزدار از آبِ چشمِ خود نهالِ خویش را5نقل کریںمیگدازندت به چشمِ شور، این نادیدگانمن گرفتم بَدر گرداندی هِلالِ خویش را6نقل کریںمیشود افزون غبارِ کلفتم چون آسیامیزنم بر یکدگر چندان که بالِ خویش را7نقل کریںرحم کن ای گوهرِ سیراب بر لبتشنگانچند داری در گره آبِ زلالِ خویش را؟8نقل کریںوقتِ رفتن نیست در دنبال، چشمِ حسرتشهر که پیش از خود فرستاده است مالِ خویش را9نقل کریںپردهٔ حیرت جهان را چشمبندی کردهاستاز که میداری نهان یارب جمالِ خویش را؟10نقل کریںنه ز دلسوزی است خوبان گر به دل رحمی کنندتازه دارد بهرِ خود ریحان سفالِ خویش را11نقل کریںهر که گردیده است صائب، زخمیِ عین الکمالمیکند پوشیده از مردم کمالِ خویش را◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمتر به اشکِ تلخ میسازم دِماغِ خویش رازنده میدارم به خونِ دل چراغِ خویش راصائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 84اگلی نظممن که خواهم محو از عالم نشانِ خویش راچون نشانِ تیر سازم استخوانِ خویش راصائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 86آڈیوصداکار منتخب کریںعندلیبآڈیو چلائیں0:000:00ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجورآڈیو کا ماخذ: گنجور
پچھلی نظمتر به اشکِ تلخ میسازم دِماغِ خویش رازنده میدارم به خونِ دل چراغِ خویش راصائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 84
اگلی نظممن که خواهم محو از عالم نشانِ خویش راچون نشانِ تیر سازم استخوانِ خویش راصائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 86