صفحۂ اولشعرازمرہ جاتلغاتمزید مطالعہہمارے بارے میںرابطہ
زندہ رود
زندہ رود

زندہ رود: فارسی شاعری کا ایک جاوداں دریا

زندہ رود فارسی شاعری کو اردو اور انگریزی تراجم، آڈیو اور ویڈیو کے ساتھ ایک پرسکون اور مستقل مطالعہ گاہ میں پیش کرنے کی کوشش ہے۔

مزید جانیں ←
YouTubeFacebookInstagramTikTok

مرکزی راستے

صفحۂ اولشعراتلاشہمارے بارے میںرابطہ

مزید مطالعہ

اوزاناصنافصداکارانمترجمینزندہ رود اور گنجور

لغات

لغاتزندہ رود فارسی لغتزندہ رود عربی لغت

ہر ماہ نئی نظمیں · جاری منصوبہ

© 2026 زندہ رود

  1. صائب
  2. »دیوان اشعار
  3. »غزلیات
  4. »غزل شمارهٔ 4087

غزل شمارهٔ 4087

شاعر: صائب

وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)

قافیہ: انهمیرسد

صنف: غزل

Toggle stanza 1
11

هر ناله کی به خلوت جانانه می رسد

آنجا کمند نعره مستانه می رسد

22

دل را گناه نیست در افشای راز عشق

بوی کباب زود به هر خانه می رسد

33

مردانه است چرخ در آزار اهل دل

زور نه آسیابه همین دانه می رسد

44

از مهروماه دیده یعقوب فارغ است

از غیب روشنایی این خانه می رسد

55

دلهای خام رابه خرابات راه نیست

انگور چون رسید به میخانه می رسد

66

آیینه دار فیض بود جبهه گشاد

اول فروغ مهر به ویرانه می رسد

77

در ابر شیشه آب مروت نمانده است

ورنه دماغ ما به دو پیمانه می رسد

88

خاکش به چشم باد صبا سرمه میکشد

تا اشک شمع بر سر پروانه می رسد

99

در غور معنی از ره صورت توان رسید

مشق خداپرست به بتخانه می رسد

1010

احسان روزگار غلط بخش همچو گنج

گاهی به مار و گاه به ویرانه می رسد

1111

فیض سپهر را دل بیدار می برد

در شیشه هر چه هست به پیمانه می رسد

1212

صائب دل رمیده ما بس که نازک است

ز آواز پاشکست به این خانه می رسد

◆

اگلی / پچھلی نظم

پچھلی نظم

گردنکشی به سرو سرافراز می رسد

آزاده را به عالمیان ناز می رسد

صائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 4086

اگلی نظم

شاهی به نشئهٔ می احمر نمی‌رسد

تاج و نگین به شیشه و ساغر نمی‌رسد

صائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 4088

◆

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور