صائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 378غزل شمارهٔ 378شاعر: صائبوزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)قافیہ: نگشراصنف: غزلصداکار: عندلیبآڈیوعندلیبخود کار اسکرولآغازاختتامآڈیوعندلیبخود کار اسکرولآغازاختتامToggle stanza 11نقل کریںز دست یکدگر شکرلبان گیرند سنگش راز شیرینی به حلوا احتیاجی نیست جنگش را2نقل کریںبه بال عاریت حاشا که تیرش سر فرود آردسبکدستی که پیکان بال و پر گردد خدنگش را3نقل کریںبه حرف عاشق بیدل، که پردازد در آن محفلکه چون طوطی به گفتار آورد آیینه زنگش را4نقل کریںمرا می پرورد در کوهساری عشق سنگین دلکه باشد ناز چشم آهوان داغ پلنگش را5نقل کریںدرین دریا کسی یابد خبر زان گوهر یکتاکه داند همچو آغوش صدف کام نهنگش را6نقل کریںبیابان قناعت وسعتی دارد که هر مورینمی داند کم از ملک سلیمان چشم تنگش را7نقل کریںمن دیوانه راسرگشته دارد این طمع صائبکه گیرم چون فلاخن در بغل یک بار سنگش را◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمچمن پیرا اگر می دید روی چون بهارش رابه گلچینان هدر می کرد خون لاله زارش راصائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 377اگلی نظمچه خوش باشد در آغوش آورم سرو روانش راکنم شیرازه اوراق دل، موی میانش راصائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 379آڈیوصداکار منتخب کریںعندلیبآڈیو چلائیں0:000:00ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجورآڈیو کا ماخذ: گنجور
پچھلی نظمچمن پیرا اگر می دید روی چون بهارش رابه گلچینان هدر می کرد خون لاله زارش راصائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 377
اگلی نظمچه خوش باشد در آغوش آورم سرو روانش راکنم شیرازه اوراق دل، موی میانش راصائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 379