صفحۂ اولشعراءلغاتاوزاناصنافمترجمینصداکارہمارے بارے میںرابطہ
زندہ رود
زندہ رود

زندہ رود: فارسی شاعری کا ایک جاوداں دریا

زندہ رود فارسی شاعری کو اردو اور انگریزی تراجم، آڈیو اور ویڈیو کے ساتھ ایک پرسکون اور مستقل مطالعہ گاہ میں پیش کرنے کی کوشش ہے۔

مزید جانیں ←
YouTubeFacebookInstagramTikTok

مرکزی راستے

صفحۂ اولتلاشہمارے بارے میںرابطہ

مزید مطالعہ

شعراءاوزاناصنافصداکارانمترجمین

لغات

لغاتزندہ رود فارسی لغتزندہ رود عربی لغت

ہر ماہ نئی نظمیں · جاری منصوبہ

© 2026 زندہ رود

  1. صائب
  2. »دیوان اشعار
  3. »غزلیات
  4. »غزل شمارهٔ 3138

غزل شمارهٔ 3138

شاعر: صائب

وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)

قافیہ: ارامد

ہم وزن و قافیہ نظمیں: 7

صنف: غزل

Toggle stanza 1
1

در و دیوار در وجد از نسیم نوبهار آمد

زمین مرده دل را خون به جوش از لاله زار آمد

2

زمین یک دسته گل شد، هوا یک شاخ سنبل شد

میان بربند عشرت را که هنگام کنار آمد

3

رگ سنگ از طراوت چون رگ ابر بهاران شد

عجب آبی جهان خشک را بر روی کار آمد

4

چه حد دارد درین موسم کدورت سر برون آرد؟

که تیغ برگ بیرون از نیام شاخسار آمد

5

چنان کاین حرفهای مختلف شد از الف پیدا

برون از پرده هر خار چندین گلعذار آمد

6

اگرچه کشتی دل بود در گل تا کمر پنهان

به رقص از جنبش باد مراد نوبهار آمد

7

محیط فیض در عنبر زداغ لاله پنهان شد

شکوفه چون کف دریای رحمت بر کنار آمد

8

درین موسم منه بر طاق نسیان شیشه می را

که جام لاله لبریز از شراب بی خمار آمد

9

به هر چشمی نشاید دید حسن نوبهاران را

زشبنم چشم حیرت وام کن کان گلعذار آمد

10

مگر خواب بهاران چشم بندی کرد رضوان را؟

که چندین حور بیرون از بهشت کردگار آمد

11

برون آیید ای کنعانیان از کلبه احزان

که بوی یوسف گم گشته از باد بهار آمد

12

که باور می کند کان نقشبند بی نشان صائب

زروی مرحمت در پرده نقش و نگار آمد

◆

اگلی / پچھلی نظم

پچھلی نظم

بده ساقی می گلگون که ایام بهار آمد

عجب آبی جهان خشک را بر روی کار آمد

صائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 3137

اگلی نظم

زمین و آسمان از ناله من در خروش آمد

نشست از جوش دریا، سینه من تا به جوش آمد

صائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 3139

زمین

ہم وزن و قافیہ نظمیں

بهار آمد بهار آمد بهار مشکبار آمد

نگار آمد نگار آمد نگار بردبار آمد

رومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 569

بهار آمد بهار آمد بهار خوش عذار آمد

خوش و سرسبز شد عالم اوان لاله زار آمد

رومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 570

صلا یا ایها العشاق کان مه رو نگار آمد

میان بندید عشرت را که یار اندر کنار آمد

رومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 580

مه دی رفت و بهمن هم بیا که نوبهار آمد

زمین سرسبز و خرم شد زمان لاله زار آمد

رومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 581

صلا رندان دگرباره که آن شاه قمار آمد

اگر تلبیس نو دارد همانست او که پار آمد

رومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 588

نماند بر زمین هر کس به طینت خاکسار آمد

که عیسی از ره افتادگی گردون سوار آمد

صائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 3136

بده ساقی می گلگون که ایام بهار آمد

عجب آبی جهان خشک را بر روی کار آمد

صائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 3137

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور