صفحۂ اولشعراءلغاتاوزاناصنافمترجمینصداکارہمارے بارے میںرابطہ
زندہ رود
زندہ رود

زندہ رود: فارسی شاعری کا ایک جاوداں دریا

زندہ رود فارسی شاعری کو اردو اور انگریزی تراجم، آڈیو اور ویڈیو کے ساتھ ایک پرسکون اور مستقل مطالعہ گاہ میں پیش کرنے کی کوشش ہے۔

مزید جانیں ←
YouTubeFacebookInstagramTikTok

مرکزی راستے

صفحۂ اولتلاشہمارے بارے میںرابطہ

مزید مطالعہ

شعراءاوزاناصنافصداکارانمترجمین

لغات

لغاتزندہ رود فارسی لغتزندہ رود عربی لغت

ہر ماہ نئی نظمیں · جاری منصوبہ

© 2026 زندہ رود

  1. صائب
  2. »دیوان اشعار
  3. »غزلیات
  4. »غزل شمارهٔ 4834

غزل شمارهٔ 4834

شاعر: صائب

وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)

قافیہ: امپرس

صنف: غزل

آڈیو
آڈیو
Toggle stanza 1
1

شرح دشت دلگشای عشق را از ما مپرس

می شوی دیوانه، از دامان آن صحرا مپرس

2

تیغ سیراب است موج قلزم خونخوار عشق

غوطه در خون می دهی ما را، ازان دریا مپرس

3

می کنی زیر و زبر ما را، ازان کشور مگوی

سر به صحرا می دهی ما را، ازان صحرا مپرس

4

نقش حیران را خبر از حالت نقاش نیست

معنی پوشیده را از صورت دیبا مپرس

5

قسمت ساحل ز دریا جز کف افسون نیست

حال گوهرهای بحر از مشت خاک ما مپرس

6

عاشقان دور گرد آیینه دار حیرتند

شبنم افتاده را ازعالم بالا مپرس

7

در تنور سینه خم جوش این می را ببین

نشأه این باده را از ساغر و مینا مپرس

8

سوزن دجال چشم از حال عیسی غافل است

عشق بالا دست را از عقل نابینا مپرس

9

زاهد خشک از شراب عشق رنگی دیده است

زینهار از شیشه حال نشأه صهبا مپرس

10

می زند آتش به عالم، حرف روی او مگو

می کنی قایم قیامت را، ازان بالا مپرس

11

اشک خونین می شود، زان چهره رنگین مگو

آه بالا می کشد، زان قامت رعنا مپرس

12

کاسه در خون جگر داران عالم می زند

از خمار ظالم آن چشم بی پروا مپرس

13

حلقه بیرون در از خانه باشد بی خبر

حال جان خسته را از چشم خونپالا مپرس

14

پشت و روی نامه ما هر دو یک مضمون بود

روز ما را دیدی از شبهای تار ما مپرس

15

گل چه می داند که سیر نکهت او تا کجاست

عاشقان را از سرانجام دل شیدا مپرس

16

چون شرر انجام ما در نقطه آغاز بود

دیگر از آغاز و از انجام کار ما مپرس

17

برنمی آید صدا از شیشه چون شد توتیا

سرگذشت سنگ طفلان از من شیدا مپرس

18

نشأه می می دهد صائب حدیث تلخ ما

گر نخواهی بیخبر گردی خبر از ما مپرس

◆

اگلی / پچھلی نظم

پچھلی نظم

یارب این جانهای غربت دیده را فریاد رس

روحهای گل به رو مالیده را فریاد رس

صائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 4833

اگلی نظم

هیچ کار از ما نمی آید ز کار ما مپرس

رفته ایم از خویش بیرون از دیار ما مپرس

صائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 4835

آڈیو

0:000:00

اس نظم کے لیے شعر بہ شعر آڈیو وقت ابھی دستیاب نہیں۔

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور

0:000:00