صفحۂ اولشعرازمرہ جاتلغاتمزید مطالعہہمارے بارے میںرابطہ
زندہ رود
زندہ رود

زندہ رود: فارسی شاعری کا ایک جاوداں دریا

زندہ رود فارسی شاعری کو اردو اور انگریزی تراجم، آڈیو اور ویڈیو کے ساتھ ایک پرسکون اور مستقل مطالعہ گاہ میں پیش کرنے کی کوشش ہے۔

مزید جانیں ←
YouTubeFacebookInstagramTikTok

مرکزی راستے

صفحۂ اولشعراتلاشہمارے بارے میںرابطہ

مزید مطالعہ

اوزاناصنافصداکارانمترجمینزندہ رود اور گنجور

لغات

لغاتزندہ رود فارسی لغتزندہ رود عربی لغت

ہر ماہ نئی نظمیں · جاری منصوبہ

© 2026 زندہ رود

  1. صائب
  2. »دیوان اشعار
  3. »غزلیات
  4. »غزل شمارهٔ 1415

غزل شمارهٔ 1415

شاعر: صائب

وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)

قافیہ: انانجاست

صنف: غزل

Toggle stanza 1
11

فرح آباد من آنجاست که جانان آنجاست

اشرف آنجاست که آن سرو خرامان آنجاست

22

عیش ما نیست چو بلبل به بهاران موقوف

هر کجا لاله رخی هست گلستان آنجاست

33

گر کشد دل به خرابات مرا، معذورم

سر فارغ، دل بی غم، لب خندان آنجاست

44

می کند خنده سوفار، دل از پیکانش

عیش فرش است در آن خانه که مهمان آنجاست

55

هر شبستان که در او روی عرقناکی هست

من دلسوخته را چشمه حیوان آنجاست

66

ای صبا در حرم زلف چو محرم شده ای

به ادب باش که دلهای پریشان آنجاست

77

نیست بی شور جنون عالم گل را نمکی

من و آن شهر که دیوانه فراوان آنجاست

88

دل چو بی عشق شود هیچ کم از زندان نیست

چاه، مصرست اگر یوسف کنعان آنجاست

99

در دل مور ز تنگی به حقارت منگر

که نهانخانه اقبال سلیمان آنجاست

1010

دل تنگی که در او راه ندارد دنیا

بی سخن، خلوت پنهانی جانان آنجاست

1111

ای که مشغول به سنجیدن مرده شده ای

دست بردار ازین کار، که میزان آنجاست

1212

از صفای در و دیوار گلستان صائب

می توان یافت که آن نو گل خندان آنجاست

◆

اگلی / پچھلی نظم

پچھلی نظم

هیچ جوینده ندانست که جای تو کجاست

آخر ای خانه برانداز سرای تو کجاست؟

صائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 1414

اگلی نظم

نه خط از چهره آن آینه سیما برخاست

که درین آینه، جوهر به تماشا برخاست

صائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 1416

◆

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور