شاعر: صائب
چون چنگ هر رگ من، دارد سری به ناله
دارد نشان داغی، هر عضو من چو لاله
با تیره روزگاران ماتم چه کار سازد؟
سرمه چه رنگ دارد بر دیده غزاله؟
جز خون دل نصیبی از خوان قسمتم نیست
چون لاله دفتر داغ تا شد به من حواله
صحبت ز پرتو او رنگ نشاط دارد
بی پان می مبادا هرگز لب پیاله
در دست آه من نیست بر گرد او نگشتن
بی اختیار گردد بر گرد ماه هاله
کیفیت است مطلب از عمر، نه درازی
خضر و حیات جاوید، ما و می دو ساله
زمین
ساقی بیا که دارد اکنون به کف پیاله
بر طرف باغ نرگس بر روی دشت لاله
جامیدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 859
از بس که مطرب دل از عشق کرد ناله
آن دلبرم درآمد در کف یکی پیاله
رومیدیوان شمسغزلیاتغزل شمارهٔ 2394
از عشق آن دو نرجس وز مهر آن دو لاله
بی خواب و بیقرارم چون بر گلت کلاله
سناییدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 379
فارسی متن کا ماخذ: گنجور