صفحۂ اولشعراءلغاتاوزاناصنافمترجمینصداکارہمارے بارے میںرابطہ
زندہ رود
زندہ رود

زندہ رود: فارسی شاعری کا ایک جاوداں دریا

زندہ رود فارسی شاعری کو اردو اور انگریزی تراجم، آڈیو اور ویڈیو کے ساتھ ایک پرسکون اور مستقل مطالعہ گاہ میں پیش کرنے کی کوشش ہے۔

مزید جانیں ←
YouTubeFacebookInstagramTikTok

مرکزی راستے

صفحۂ اولتلاشہمارے بارے میںرابطہ

مزید مطالعہ

شعراءاوزاناصنافصداکارانمترجمین

لغات

لغاتزندہ رود فارسی لغتزندہ رود عربی لغت

ہر ماہ نئی نظمیں · جاری منصوبہ

© 2026 زندہ رود

  1. صائب
  2. »دیوان اشعار
  3. »غزلیات
  4. »غزل شمارهٔ 4946

غزل شمارهٔ 4946

شاعر: صائب

وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)

قافیہ: امش

ہم وزن و قافیہ نظمیں: 4

صنف: غزل

Toggle stanza 1
1

درآن محفل که از می برفروزد روی گلفامش

می لعلی تراود چون لب جام ازلب بامش

2

شراب صرف در پیمانه اش ممزوج می گردد

فتاده است آبدار ازبس که لعل باده آشامش

3

نگه دارد خدا ناموس عشق پاکدامن را

که خون بوسه می آید به جوش از روی گلفامش

4

نباشد زان گزند از چشم بد آن سرو سیمین را

که دارد از لطافت نیل چشم زخم اندامش

5

کند مژگان زهرآلود را انگشت زنهاری

ز تأثیر نگاه تلخ، چشم همچو بادامش

6

چه باشد بوسه اش یارب، که قاصد زان لب شیرین

به عاشق نامه سربسته می آرد ز پیغامش

7

ندانم تنگ چون دربر کشم آن سرو سیمین را؟

که از پیراهن گل رنگ می گرداند اندامش

8

چسان در حلقه آغوش گیرم سرو نازی را

که از شوخی نگین را ازنگین دان می کند نامش

9

نگردد آب چون آیینه از عکسش، که می سازد

عرق راچشم قربانی زحیرت روی گلفامش

10

گره از غنچه پیکان بهزور عطسه بگشاید

نسیمی راکه راه افتد به زلف عنبرین فامش

11

ز خط گفتم به عاشق مهربان گردد، ندانستم

که افزاید رگ تلخی به چشم همچو بادامش

12

من آن آتش نوا مرغم که صید هرکه گردیدم

کند رقص سپند از شادمانی دانه در دامش

13

سراز دنبال من چون سایه صائب برنمی دارد

چو مجنون هر غزالی کز نظر بازی کنم رامش

◆

اگلی / پچھلی نظم

پچھلی نظم

چسان گستاخ گیرم بوسه ازلعل می آشامش؟

که رنگ از بوسه خورشید می بازد لب بامش

صائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 4945

اگلی نظم

اگر چه می زند آتش به عالم روی تابانش

گلو تر می شود از دیدن سیب زنخدانش

صائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 4947

زمین

ہم وزن و قافیہ نظمیں

چو دریابد کسی رنگ ادای چشم خود کامش

نهانتر از رگ خواب است موج باده در جامش

بیدل دهلوی»غزلیات»غزل شمارهٔ 1808

عبارت مختصر تا کی سوال وصل پیغامش

مباد ای دشمن تحقیق از من بشنوی نامش

بیدل دهلوی»غزلیات»غزل شمارهٔ 1809

چسان در بر کشم گستاخ چون پیراهن اندامش؟

که رنگ ازبوسه خورشید می بازد لب بامش

صائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 4944

چسان گستاخ گیرم بوسه ازلعل می آشامش؟

که رنگ از بوسه خورشید می بازد لب بامش

صائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 4945

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور