صفحۂ اولشعراءلغاتاوزاناصنافمترجمینصداکارہمارے بارے میںرابطہ
زندہ رود
زندہ رود

زندہ رود: فارسی شاعری کا ایک جاوداں دریا

زندہ رود فارسی شاعری کو اردو اور انگریزی تراجم، آڈیو اور ویڈیو کے ساتھ ایک پرسکون اور مستقل مطالعہ گاہ میں پیش کرنے کی کوشش ہے۔

مزید جانیں ←
YouTubeFacebookInstagramTikTok

مرکزی راستے

صفحۂ اولتلاشہمارے بارے میںرابطہ

مزید مطالعہ

شعراءاوزاناصنافصداکارانمترجمین

لغات

لغاتزندہ رود فارسی لغتزندہ رود عربی لغت

ہر ماہ نئی نظمیں · جاری منصوبہ

© 2026 زندہ رود

  1. صائب
  2. »دیوان اشعار
  3. »غزلیات
  4. »غزل شمارهٔ 4390

غزل شمارهٔ 4390

شاعر: صائب

وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)

قافیہ: اداشتهباشد

صنف: غزل

Toggle stanza 1
1

عاشق غم اسباب چرا داشته باشد

دارد همه چیز آن که تراداشته باشد

2

دل پیش تو مشکل سر ماداشته باشد

ما راچه کند آن که تراداشته باشد

3

مجنون اگر از حلقه زنجیر کشد پای

این سلسله را کیست بپاداشته باشد

4

در مرتبه دوستی آن کس که تمام است

با دشمن خود کینه چراداشته باشد

5

بر آینه خاطر ما نیست غباری

گر یار سر صلح وصفاداشته باشد

6

آن کس که دل از خلق رباید رخ کارش

در پرده که داند که چهاداشته باشد

7

با دانه محال است کند دست در آغوش

کاه من اگر کاهربا داشته باشد

8

دولت نه چراغی است که خاموش شود زود

فانوس اگر از دست دعا داشته باشد

9

گفتی سر خود گیر و ازین کوی برون رو

این رابه کسی گوی که پا داشته باشد

10

بی مغز بود دعوی آزادگی از سرو

تا پای به گل سر به هوا داشته باشد

11

خار سر دیوار شود پنجه گلچین

گر چهره گل رنگ حیا داشته باشد

12

تا سنگ بود در بغل و دامن اطفال

دیوانه غم رزق چرا داشته باشد

13

زنگار کند در نظرش جلوه طوی

آیینه هر دل که جلا داشته باشد

14

بی صحبت یاران موافق چه کند خضر

در ساغر اگر آب بقا داشته باشد

15

وارستگی سایه ز خورشید محال است

مجنون تو زنجیر چرا داشته باشد

16

صائب دو قیمت یک جلوه او نیست

گر جلوه او روی نما داشته باشد

◆

اگلی / پچھلی نظم

پچھلی نظم

در راه توهر کس دل ودین باخته باشد

از زنگ خودی آینه پرداخته باشد

صائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 4389

اگلی نظم

چشم تو ز دلها چه خبر داشته باشد

آن بیخبر از ما چه خبر داشته باشد

صائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 4391

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور