صائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 37غزل شمارهٔ 37شاعر: صائبوزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)قافیہ: لچراہم وزن و قافیہ نظمیں: 2صنف: غزلصداکار: عندلیبآڈیوعندلیبخود کار اسکرولآغازاختتامآڈیوعندلیبخود کار اسکرولآغازاختتامToggle stanza 11نقل کریںغیر حق را میدهی ره در حریمِ دل چرا؟میکِشی بر صفحهٔ هستی خطِ باطل چرا2نقل کریںاز رباطِ تن چو بگذشتی دگر معموره نیستزادِ راهی بر نمیداری ازین منزل چرا3نقل کریںهست چون جان، چاردیوارِ عناصر گو مباشمیخوری ای لیلی عالم غمِ محمل چرا4نقل کریںکار با تیغِ اجل در زندگانی قطع کنکارها را میکنی بر خویشتن مشکل چرا5نقل کریںدَم چو آگاهی ندارد، تیغِ زهرآلودهای استمیزنی بر تیغ خود را هر دم ای غافل چرا6نقل کریںدیدهٔ صحرائیان از انتظارت شد سفیداینقدر در حَی توقفکردن ای محمل چرا7نقل کریںز اشتیاقت بحر از طوفان گریبان میدردپافشردن اینقدر ای سیلِ در منزل چرا8نقل کریںدیدهٔ قربانیان پوشش نمیگیرد به خودچشمِ حیرانِ مرا میبندی ای قاتل چرا9نقل کریںصحبتِ حال است اینجا گفتگو را بار نیستوقتِ ما را میکنی شوریده ای عاقل چرا10نقل کریںشد ز وصلِ غنچه خوشبو جامهٔ بادِ سحردر نیامیزی درین گلشن به اهلِ دل چرا11نقل کریںمیتواند کِشتِ ما را قطرهای سیراب کرداینقدر اِستادگی ای ابرِ دریادل چرا12نقل کریںخاکِ صحرای عدم از خونِ هستی بهتر استبر سرِ جان اینقدر میلرزی ای بسمل چرا13نقل کریںچون شدی تسلیم، هر کامِ نهنگی ساحل استاینقدر آویختن در دامنِ ساحل چرا14نقل کریںنوری از پیشانیِ صاحبدلان دریوزه کنشمعِ خود را میبری دلمرده زین محفل چرا15نقل کریںشبنم از نظارهٔ خورشید بر معراج رفتچشم میپوشی ز روی مرشدِ کامل چرا16نقل کریںای که روی عالَمی را جانبِ خود کردهایرو نمیآری به روی صائبِ بیدل چرا؟◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمچشم میپوشی ازان رخسارِ جانپرور چرا؟میکنی آیینه را پنهان ز روشنگر چراصائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 36اگلی نظمدر هوای کامِ دنیا میفشانی جان چرا؟میکنی در راه بت صیدِ حرم قربان چرا؟صائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 38زمینہم وزن و قافیہ نظمیںپرتو آهی ز جیبتگل نکرد ای دل چراهمچو شمعکشتهبینوری درینمحفل چرابیدل دهلوی»غزلیات»غزل شمارهٔ 68خار غفلت مینشانی در ریاض دل چرامینمایی چشم حق بین را ره باطل چرابیدل دهلوی»غزلیات»غزل شمارهٔ 69آڈیوصداکار منتخب کریںعندلیبآڈیو چلائیں0:000:00ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجورآڈیو کا ماخذ: گنجور
پچھلی نظمچشم میپوشی ازان رخسارِ جانپرور چرا؟میکنی آیینه را پنهان ز روشنگر چراصائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 36
اگلی نظمدر هوای کامِ دنیا میفشانی جان چرا؟میکنی در راه بت صیدِ حرم قربان چرا؟صائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 38