صائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 34غزل شمارهٔ 34شاعر: صائبوزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)قافیہ: سباشدچراصنف: غزلصداکاران: عندلیب، دریا قلیلیآڈیوعندلیبخود کار اسکرولآغازاختتامآڈیوعندلیبخود کار اسکرولآغازاختتامToggle stanza 11نقل کریںحسنِ بیپروا به فرمانِ هوس باشد چرا؟برقِ عالمسوز در زنجیرِ خس باشد چرا2نقل کریںبادهٔ پرزور، کارِ سنگ با مینا کندمست را اندیشه از بندِ عسس باشد چرا3نقل کریںتا هوا ابر و چمن پُر گل بود، از زهدِ خشکآدمی در چاردیوارِ قفس باشد چرا4نقل کریںدامنِ غواص پر گوهر شد از پاسِ نفساینقدر غافل کس از پاسِ نفس باشد چرا5نقل کریںتا به خاموشی توان سنگِ نشانگَشتن، کسیدر قطار هرزهٔ نالان چون جَرَس باشد چرا6نقل کریںتا کسی دریا تواند گشتن از ترکِ هواچون حبابِ پوچ در بندِ نفس باشد چرا7نقل کریںآن که کوهِ قاف چون عنقا بود یک لقمهاشبر سرِ خوانها طُفیلی چون مگس باشد چرا8نقل کریںاین جوابِ آن غزل صائب که می گوید حکیمتا نفس باشد، کسی بیهمنفس باشد چرا؟◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمگرچه محجوب از نظر کرده است بیجایی تراهمچنان جوید ز هر جایی تماشایی تراصائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 33اگلی نظمجانِ عرشی، فرشِ در زندانِ تن باشد چرا؟شعلهٔ جواله در قیدِ لگن باشد چراصائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 35آڈیوصداکار منتخب کریںعندلیبدریا قلیلیآڈیو چلائیں0:000:00ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجورآڈیو کا ماخذ: گنجور
پچھلی نظمگرچه محجوب از نظر کرده است بیجایی تراهمچنان جوید ز هر جایی تماشایی تراصائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 33
اگلی نظمجانِ عرشی، فرشِ در زندانِ تن باشد چرا؟شعلهٔ جواله در قیدِ لگن باشد چراصائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 35