صائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 33غزل شمارهٔ 33شاعر: صائبوزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)قافیہ: اییتراصنف: غزلصداکار: پری ساتکنی عندلیبآڈیوپری ساتکنی عندلیبخود کار اسکرولآغازاختتامآڈیوپری ساتکنی عندلیبخود کار اسکرولآغازاختتامToggle stanza 11نقل کریںگرچه محجوب از نظر کرده است بیجایی تراهمچنان جوید ز هر جایی تماشایی ترا2نقل کریںاز لطافت فکر در کُنهِ تو نتواند رسیدچون تواند درک کردن نورِ بینایی ترا؟3نقل کریںآنچنان کز دیدنِ جان است قاصر دیدههاپردهٔ چشمِ جهانبین است پیدایی ترا4نقل کریںچون الف کز اتّصالِ حرف باشد مستقیمبر نیارد کثرتِ مردم ز یکتایی ترا5نقل کریںمیبرم غیرت به هر کس میشود جویای توگرچه نتوان یافت میدانم ز جویایی ترا6نقل کریںاز حواسِ خمس مستغنی است ذاتِ کاملتلازمِ ذات است گویایی و بینایی ترا7نقل کریںاز دو فرمانده نگردد نظمِ عالم منتظمشاهدِ وحدت بود بس عالمآرایی ترا8نقل کریںشش جهت را میکنی از روی خود آیینه زارنیست از دیدارِ خود از بس شکیبایی ترا9نقل کریںهر دو عالم را کنی از جلوهگر زیر و زبرکیست تا مانع تواند شد ز خودرأیی ترا؟10نقل کریںغیرِ عیبِ خویش دیدن، گر ز اهلِ بینشینیست صائب حاصلِ دیگر ز بینایی ترا◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمصوفیان بردند از ره چشمِ جادوی ترادر کمندِ وحدت آوردند آهوی تراصائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 32اگلی نظمحسنِ بیپروا به فرمانِ هوس باشد چرا؟برقِ عالمسوز در زنجیرِ خس باشد چراصائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 34آڈیوصداکار منتخب کریںپری ساتکنی عندلیبآڈیو چلائیں0:000:00ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجورآڈیو کا ماخذ: گنجور
پچھلی نظمصوفیان بردند از ره چشمِ جادوی ترادر کمندِ وحدت آوردند آهوی تراصائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 32
اگلی نظمحسنِ بیپروا به فرمانِ هوس باشد چرا؟برقِ عالمسوز در زنجیرِ خس باشد چراصائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 34