صائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 34غزل شمارهٔ 34شاعر: صائبوزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)قافیہ: سباشدچراصنف: غزلصداکاران: عندلیب، دریا قلیلیآڈیوعندلیبخود کار اسکرولآغازاختتامآڈیوعندلیبخود کار اسکرولآغازاختتامToggle stanza 111نقل کریںحسنِ بیپروا به فرمانِ هوس باشد چرا؟برقِ عالمسوز در زنجیرِ خس باشد چرا22نقل کریںبادهٔ پرزور، کارِ سنگ با مینا کندمست را اندیشه از بندِ عسس باشد چرا33نقل کریںتا هوا ابر و چمن پُر گل بود، از زهدِ خشکآدمی در چاردیوارِ قفس باشد چرا44نقل کریںدامنِ غواص پر گوهر شد از پاسِ نفساینقدر غافل کس از پاسِ نفس باشد چرا55نقل کریںتا به خاموشی توان سنگِ نشانگَشتن، کسیدر قطار هرزهٔ نالان چون جَرَس باشد چرا66نقل کریںتا کسی دریا تواند گشتن از ترکِ هواچون حبابِ پوچ در بندِ نفس باشد چرا77نقل کریںآن که کوهِ قاف چون عنقا بود یک لقمهاشبر سرِ خوانها طُفیلی چون مگس باشد چرا88نقل کریںاین جوابِ آن غزل صائب که می گوید حکیمتا نفس باشد، کسی بیهمنفس باشد چرا؟◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمگرچه محجوب از نظر کرده است بیجایی تراهمچنان جوید ز هر جایی تماشایی تراصائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 33اگلی نظمجانِ عرشی، فرشِ در زندانِ تن باشد چرا؟شعلهٔ جواله در قیدِ لگن باشد چراصائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 35◆آڈیوصداکار منتخب کریںعندلیبدریا قلیلیآڈیو چلائیں0:000:00◆ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجورآڈیو کا ماخذ: گنجور
پچھلی نظمگرچه محجوب از نظر کرده است بیجایی تراهمچنان جوید ز هر جایی تماشایی تراصائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 33
اگلی نظمجانِ عرشی، فرشِ در زندانِ تن باشد چرا؟شعلهٔ جواله در قیدِ لگن باشد چراصائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 35