صفحۂ اولشعرازمرہ جاتلغاتمزید مطالعہہمارے بارے میںرابطہ
زندہ رود
زندہ رود

زندہ رود: فارسی شاعری کا ایک جاوداں دریا

زندہ رود فارسی شاعری کو اردو اور انگریزی تراجم، آڈیو اور ویڈیو کے ساتھ ایک پرسکون اور مستقل مطالعہ گاہ میں پیش کرنے کی کوشش ہے۔

مزید جانیں ←
YouTubeFacebookInstagramTikTok

مرکزی راستے

صفحۂ اولشعراتلاشہمارے بارے میںرابطہ

مزید مطالعہ

اوزاناصنافصداکارانمترجمینزندہ رود اور گنجور

لغات

لغاتزندہ رود فارسی لغتزندہ رود عربی لغت

ہر ماہ نئی نظمیں · جاری منصوبہ

© 2026 زندہ رود

  1. صائب
  2. »دیوان اشعار
  3. »غزلیات
  4. »غزل شمارهٔ 894

غزل شمارهٔ 894

شاعر: صائب

وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)

قافیہ: اییدرخواب

صنف: غزل

Toggle stanza 1
11

تو که بی پرده رخ خود ننمایی در خواب

چه خیال است به آغوش من آیی در خواب؟

22

شمع بالین خود از دیده بیدار کنی

گر بدانی چه قدرها به صفایی در خواب

33

تا به بیداری و مخموری و مستی چه کنی

تو که چون چشم، دل از خلق ربایی در خواب

44

عالم از بی خبران، دیده خواب آلودی است

به امیدی که رخ خود بنمایی در خواب

55

چون تواند کسی از یاد تو غافل گردید

که ز بی تابی دل، قبله نمایی در خواب

66

تن خاکی هدف ناوک دلدوز قضاست

خبر از خویش نداری که کجایی در خواب

77

از خیال سفر هند، سیاه است دلت

گرچه در پرده شبها چو حنایی در خواب

88

با تو یک صبح قیامت چه تواند کردن؟

که ز هر مو، سر مژگان جدایی در خواب

99

سایه کوه در اینجا به جناح سفرست

تو چه در ظل سبکسیر همایی در خواب؟

1010

پرده خواب بود عینک بیداردلان

تو چنین با نظرباز، چرایی در خواب؟

1111

راه خوابیده ز فریاد جرس شد بیدار

تو چو افسانه به آواز درایی در خواب

1212

این میانی که به قصد تو فلک ها بسته است

جای دارد که میان را نگشایی در خواب

1313

رفت از دست حواس و تو همان پا بر جای

همرهان تو کجا و تو کجایی در خواب!

1414

این تعلق که ترا هست به آب و گل جسم

باورم نیست که از خویش برآیی در خواب

1515

ذره پیوست به خورشید و تو از همت پست

در ته دامن افلاک، چو پایی در خواب

1616

فلک از ثابت و سیار ترا می پاید

چون به صد دشمن بیدار برآیی در خواب؟

1717

نیست ممکن، نشود خون تو صائب پامال

که ته پای حوادث چو حنایی در خواب

◆

اگلی / پچھلی نظم

پچھلی نظم

روز روشن گل و شمع شب تارست شراب

برگ عیش و طرب لیل و نهارست شراب

صائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 893

اگلی نظم

به نگاهی دل خون گشته ما را دریاب

به چراغی سر خاک شهدا را دریاب

صائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 895

◆

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور