صفحۂ اولشعراءلغاتاوزاناصنافمترجمینصداکارہمارے بارے میںرابطہ
زندہ رود
زندہ رود

زندہ رود: فارسی شاعری کا ایک جاوداں دریا

زندہ رود فارسی شاعری کو اردو اور انگریزی تراجم، آڈیو اور ویڈیو کے ساتھ ایک پرسکون اور مستقل مطالعہ گاہ میں پیش کرنے کی کوشش ہے۔

مزید جانیں ←
YouTubeFacebookInstagramTikTok

مرکزی راستے

صفحۂ اولتلاشہمارے بارے میںرابطہ

مزید مطالعہ

شعراءاوزاناصنافصداکارانمترجمین

لغات

لغاتزندہ رود فارسی لغتزندہ رود عربی لغت

ہر ماہ نئی نظمیں · جاری منصوبہ

© 2026 زندہ رود

  1. صائب
  2. »دیوان اشعار
  3. »غزلیات
  4. »غزل شمارهٔ 5356

غزل شمارهٔ 5356

شاعر: صائب

وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)

قافیہ: ایخم

ہم وزن و قافیہ نظمیں: 1

صنف: غزل

Toggle stanza 1
1

تا به زانو رفته پای من به گل از لای خم

پای رفتن نیست ازمیخانه ام چون پای خم

2

کرد حلاجی می وحدت سر منصور را

خشت بردارد می پرزور از بالای خم

3

رخنه دل از می صافی نمی آید بهم

می کنم اندود این ویرانه را از لای خم

4

از دل پر جوش نتوانم به بالین سر نهاد

نیست ممکن کف شود آسوده بر بالای خم

5

چون توانم باده گلرنگ را بی پرده دید

من که مستی می کنم از دیدن سیمای خم

6

گرزموج می به فرقم تیغ بارد چون حباب

نیست ممکن از سرم بیرون رود سودای خم

7

سفلگان در نعمت از منعم نمی آرند یاد

چون سبو خالی شد ازمی می شود جویای خم

8

دخل دریا ابر را در خرج می سازد دلیر

می کنم خالی به جرات شیشه را در پای خم

9

از دهان بسته باشد قفل روزی را کلید

پر برآید کوزه لب بسته از دریای خم

10

کیست عقل شیشه دل تا کوس دانایی زند

در خراباتی که افلاطون نگیرد جای خم

11

مذهب و مشرب به هم آمیختن حق من است

می فشانم گرد راه کعبه را در پای خم

12

می گشاید دفتر صبح قیامت آسمان

چون ز جوش باده آرد کف به لب دریای خم

13

شیشه نشکسته در پا گرچه کمتر می خلد

توبه نشکسته افزون می خلد در پای خم

14

گربه این عنوان می روشن تجلی می کند

همچو کوه طور می پاشد زهم اجزای خم

15

صیقل روح است صائب صحبت روشندلان

می توان رودید در آیینه سیمای خم

◆

اگلی / پچھلی نظم

پچھلی نظم

شیشه لرزد بر خود از روز شراب غفلتم

از سبک مغزی گرانسنگ است خواب غفلتم

صائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 5355

اگلی نظم

داده ام دست ارادت با حنای لای خم

پای رفتن نیست از میخانه ام چون پای خم

صائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 5357

زمین

ہم وزن و قافیہ نظمیں

داده ام دست ارادت با حنای لای خم

پای رفتن نیست از میخانه ام چون پای خم

صائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 5357

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور