صفحۂ اولشعراءلغاتاوزاناصنافمترجمینصداکارہمارے بارے میںرابطہ
زندہ رود
زندہ رود

زندہ رود: فارسی شاعری کا ایک جاوداں دریا

زندہ رود فارسی شاعری کو اردو اور انگریزی تراجم، آڈیو اور ویڈیو کے ساتھ ایک پرسکون اور مستقل مطالعہ گاہ میں پیش کرنے کی کوشش ہے۔

مزید جانیں ←
YouTubeFacebookInstagramTikTok

مرکزی راستے

صفحۂ اولتلاشہمارے بارے میںرابطہ

مزید مطالعہ

شعراءاوزاناصنافصداکارانمترجمین

لغات

لغاتزندہ رود فارسی لغتزندہ رود عربی لغت

ہر ماہ نئی نظمیں · جاری منصوبہ

© 2026 زندہ رود

  1. صائب
  2. »دیوان اشعار
  3. »غزلیات
  4. »غزل شمارهٔ 2103

غزل شمارهٔ 2103

شاعر: صائب

وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)

قافیہ: ابتنمیگرفت

صنف: غزل

Toggle stanza 1
1

گر در میان هوا چو حبابت نمی گرفت

دریا به هیچ و پوچ حسابت نمی گرفت

2

می داشتی گر از دل بیدار بهره ای

شب دیده ستاره به خوابت نمی گرفت

3

گر پیچ و تاب عشق نمی گشت مهربان

شیرازه در بغل چو کتابت نمی گرفت

4

در هم نمی فشرد اگر درددل ترا

مغز جهان شمیم گلابت نمی گرفت

5

مجنون صفت ز عقل اگر ساده می شدی

اندیشه خطا و صوابت نمی گرفت

6

یک چند، جوش در دل خم گر نمی زدی

کام از لب پیاله شرابت نمی گرفت

7

می داشت گوهر تو اگر مغز آگهی

دنیا به دام موج سرابت نمی گرفت

8

باریک اگر می شدی از بوته گداز

چون ماه عید، چرخ رکابت نمی گرفت

9

می کرد خامسوز ترا آتش شباب

پیری اگر خبر ز کبابت نمی گرفت

10

صائب چراغ خانه و شمع مزار بود

دل، گرد اگر ز عالم آبت نمی گرفت

◆

اگلی / پچھلی نظم

پچھلی نظم

از زلف اگر نه حسن تو زنجیر می گرفت

این دل رمیده را به چه تدبیر می گرفت؟

صائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 2102

اگلی نظم

از نوبهار روی زمین خشک و تر شکفت

این باغ را ببین که چه در یکدگر شکفت

صائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 2104

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور