صفحۂ اولشعراءلغاتاوزاناصنافمترجمینصداکارہمارے بارے میںرابطہ
زندہ رود
زندہ رود

زندہ رود: فارسی شاعری کا ایک جاوداں دریا

زندہ رود فارسی شاعری کو اردو اور انگریزی تراجم، آڈیو اور ویڈیو کے ساتھ ایک پرسکون اور مستقل مطالعہ گاہ میں پیش کرنے کی کوشش ہے۔

مزید جانیں ←
YouTubeFacebookInstagramTikTok

مرکزی راستے

صفحۂ اولتلاشہمارے بارے میںرابطہ

مزید مطالعہ

شعراءاوزاناصنافصداکارانمترجمین

لغات

لغاتزندہ رود فارسی لغتزندہ رود عربی لغت

ہر ماہ نئی نظمیں · جاری منصوبہ

© 2026 زندہ رود

  1. صائب
  2. »دیوان اشعار
  3. »غزلیات
  4. »غزل شمارهٔ 2102

غزل شمارهٔ 2102

شاعر: صائب

وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)

قافیہ: یرمیگرفت

صنف: غزل

Toggle stanza 1
1

از زلف اگر نه حسن تو زنجیر می گرفت

این دل رمیده را به چه تدبیر می گرفت؟

2

آن عهد یاد باد که آن زلف مشکبار

دیوانه مرا به دو زنجیر می گرفت

3

می جست از زبان ملامتگران پناه

مجنون که جای در دهن شیر می گرفت

4

می داد از دل آینه سامان برای تو

آهم که چشم آینه را دیر می گرفت

5

حیران عشق را خبر از خویشتن نبود

آیینه در برابر تصویر می گرفت

6

گر ناز بی دماغ نمی شد ز خون خلق

از دست غمزه تو که شمشیر می گرفت؟

7

پیری فسرده کرد مرا، ورنه پیش ازین

آتش ز شست من به نی تیر می گرفت

8

تا عشق داشت گوشه چشمی به من، جهان

گرد مرا به قیمت اکسیر می گرفت

9

دیوانه حلقه در بیت الحرام را

صائب به یاد حلقه زنجیر می گرفت

◆

اگلی / پچھلی نظم

پچھلی نظم

دل رفته رفته رنگ لب لعل او گرفت

زین باده، رنگ کوه بدخشان سبو گرفت

صائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 2101

اگلی نظم

گر در میان هوا چو حبابت نمی گرفت

دریا به هیچ و پوچ حسابت نمی گرفت

صائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 2103

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور