صائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 832غزل شمارهٔ 832شاعر: صائبوزن: مفعول فاعلاتن مفعول فاعلاتن (مضارع مثمن اخرب)قافیہ: الماراصنف: غزلصداکار: عندلیبآڈیوعندلیبخود کار اسکرولآغازاختتامآڈیوعندلیبخود کار اسکرولآغازاختتامToggle stanza 11نقل کریںبسته است چشم روشن از سیر، بال ما راچون شمع ریشه باشد در سر نهال ما را2نقل کریںگرد یتیمی ما چون گوهرست ذاتینتوان فشاند از دل گرد ملال ما را3نقل کریںما را ز زیر پر هست راهی به آن گلستانهر چند سخت بندد صیاد بال ما را4نقل کریںآن کس که داد ما را ز آغاز آنچه بایستهم می کند در آخر فکر مآل ما را5نقل کریںچون سایلان مبرم از تیغ رو نتابیمچین جبین نبندد راه سؤال ما را6نقل کریںتا می توان گرفتن ای دلبران به گردندر دست و پا مریزید خون حلال ما را7نقل کریںما چون گهر حصاری در روی سخت خویشیماز خشکسال غم نیست آب زلال ما را8نقل کریںچون مشک سوده سازد ناسور زخم ها راگردی که خیزد از ره مشکین غزال ما را9نقل کریںاز قیل و قال هر کس حالش بود هویدانتوان نهفته کردن از خلق حال ما را10نقل کریںدایم به آبروییم از فیض خاکساریاز دست هم ربایند رندان سفال ما را11نقل کریںدر ناتمامی امروز از ما تمامتر نیستهر ناقصی چه داند صائب کمال ما را؟◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمبی قدر ساخت خود را، نخوت فزود ما رابر ما و خود ستم کرد هر کس ستود ما راصائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 831اگلی نظماز آه روز گردان شبهای تار خود راآیینه دو رو کن لیل و نهار خود راصائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 833آڈیوصداکار منتخب کریںعندلیبآڈیو چلائیں0:000:00ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجورآڈیو کا ماخذ: گنجور
پچھلی نظمبی قدر ساخت خود را، نخوت فزود ما رابر ما و خود ستم کرد هر کس ستود ما راصائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 831
اگلی نظماز آه روز گردان شبهای تار خود راآیینه دو رو کن لیل و نهار خود راصائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 833