صائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 856غزل شمارهٔ 856شاعر: صائبوزن: مفتعلن فاعلات مفتعلن فع (منسرح مثمن مطوی منحور)قافیہ: ینراصنف: غزلصداکار: عندلیبآڈیوعندلیبخود کار اسکرولآغازاختتامآڈیوعندلیبخود کار اسکرولآغازاختتامToggle stanza 11نقل کریںنیست غم نان و آب، گوشه نشین رادر رحم آماده است رزق، جنین را2نقل کریںپستی دیوار را زوال نباشدسیل نسازد خراب خانه زین را3نقل کریںخشک تر از موجه سراب شماردتشنه دیدار او بهشت برین را4نقل کریںخال تو از خط به دل غبار ندارددزد شمارد بهشت خویش کمین را5نقل کریںکم نشود بوسه از لبش به گرفتنموم نسازد تهی ز نقش، نگین را◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمدید ز خون دلم لاله ستان خاک راآبله دل شکست شیشه افلاک راصائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 855اگلی نظمهر که با ما می کند بیگانگیمعنی بیگانه می دانیم ماصائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 857آڈیوصداکار منتخب کریںعندلیبآڈیو چلائیں0:000:00ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجورآڈیو کا ماخذ: گنجور
پچھلی نظمدید ز خون دلم لاله ستان خاک راآبله دل شکست شیشه افلاک راصائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 855