صائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 855غزل شمارهٔ 855شاعر: صائبوزن: مفتعلن فاعلن مفتعلن فاعلن (منسرح مطوی مکشوف)قافیہ: اکراصنف: غزلصداکار: عندلیبآڈیوعندلیبخود کار اسکرولآغازاختتامآڈیوعندلیبخود کار اسکرولآغازاختتامToggle stanza 111نقل کریںدید ز خون دلم لاله ستان خاک راآبله دل شکست شیشه افلاک را22نقل کریںلاله و گل خون کنند بر سر هر شبنمیگر به گلستان بری روی عرقناک را33نقل کریںتا لب ساغر رسید بر لب و دندان اوسر به ثریا رسید سلسله تاک را44نقل کریںبر دل آیینه ابر سایه دشمن بودغوطه به خون می دهد باده دل پاک را55نقل کریںاین سر خونین کیست، کز نفس آتشینچشمه خورشید کرد حلقه فتراک را66نقل کریںحسن خداداد را مرتبه دیگرستباده چه مستی دهد جان طربناک را؟77نقل کریںروزن هر خانه ای در خور وسعت بوددیده دل روزن است خانه افلاک را88نقل کریںمن کیم و کیستم تا سر سوداییمداغ گذارد به دل لاله فتراک را99نقل کریںگوهر شهوار را مهره گل نشمردهر که ز صائب شنید این غزل پاک را◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمغم آتشین عذاران نه چنان برشت ما راکه ز خاک بردماند نفس بهشت ما راصائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 854اگلی نظمنیست غم نان و آب، گوشه نشین رادر رحم آماده است رزق، جنین راصائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 856◆آڈیوصداکار منتخب کریںعندلیبآڈیو چلائیں0:000:00◆ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجورآڈیو کا ماخذ: گنجور
پچھلی نظمغم آتشین عذاران نه چنان برشت ما راکه ز خاک بردماند نفس بهشت ما راصائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 854
اگلی نظمنیست غم نان و آب، گوشه نشین رادر رحم آماده است رزق، جنین راصائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 856