صفحۂ اولشعراءلغاتاوزاناصنافمترجمینصداکارہمارے بارے میںرابطہ
زندہ رود
زندہ رود

زندہ رود: فارسی شاعری کا ایک جاوداں دریا

زندہ رود فارسی شاعری کو اردو اور انگریزی تراجم، آڈیو اور ویڈیو کے ساتھ ایک پرسکون اور مستقل مطالعہ گاہ میں پیش کرنے کی کوشش ہے۔

مزید جانیں ←
YouTubeFacebookInstagramTikTok

مرکزی راستے

صفحۂ اولتلاشہمارے بارے میںرابطہ

مزید مطالعہ

شعراءاوزاناصنافصداکارانمترجمین

لغات

لغاتزندہ رود فارسی لغتزندہ رود عربی لغت

ہر ماہ نئی نظمیں · جاری منصوبہ

© 2026 زندہ رود

  1. صائب
  2. »دیوان اشعار
  3. »غزلیات
  4. »غزل شمارهٔ 1617

غزل شمارهٔ 1617

شاعر: صائب

وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)

قافیہ: بایدداشت

صنف: غزل

Toggle stanza 1
1

از زر و سیم جهان پاس نظر باید داشت

دل به چیزی مگذارید که برباید داشت

2

یوسف مصر شنیدی که ز اخوان چه کشید

چه توقع ز عزیزان دگر باید داشت

3

تا نسوزد دلت از داغ عزیزان چمن

در بهاران سر خود در ته پا باید داشت

4

دو سه روزی که درین سبز چمن مهمانی

همچو نرگس به ته پای نظر باید داشت

5

می شود خوار، کند هر که عزیزان را خوار

عزت مردم پاکیزه گهر باید داشت

6

روی دل نیست سزاوار به این مشت جماد

پشت چون سکه خوش نقش به زر باید داشت

7

تا مگر دولت ناخوانده درآید از در

چشم چون حلقه شب و روز به در باید داشت

8

چون مگس چند طلبکار جراحت باشی؟

دیده از عیب خلایق به هنر باید داشت

9

همت پیر خرابات بلند افتاده است

چون سبو دست طلب در ته سر باید داشت

10

ذکر بی خاطر آگاه نفس سوختن است

پاس تسبیح ز صد راهگذار باید داشت

11

تا شود خرده جان تو یکی صد صائب

چشم بر سوختگان همچو شرر باید داشت

◆

اگلی / پچھلی نظم

پچھلی نظم

بی لب ساغر می دیده خونپالا داشت

خم دلی پر گله از سرکشی مینا داشت

صائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 1616

اگلی نظم

جوش می خشتی اگر از خم صهبا برداشت

سقف این میکده را جوش من از جا برداشت

صائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 1618

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور