صائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 257غزل شمارهٔ 257شاعر: صائبوزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)قافیہ: اکماصنف: غزلصداکار: پری ساتکنی عندلیبآڈیوپری ساتکنی عندلیبخود کار اسکرولآغازاختتامآڈیوپری ساتکنی عندلیبخود کار اسکرولآغازاختتامToggle stanza 11نقل کریںآهوان را در کمند آورد چشم پاک ماشد چو مجنون دیده ما حلقه فتراک ما2نقل کریںهمت آه رسای ما بلند افتاده استاز زبردستی به ساق عرش پیچد تاک ما3نقل کریںچون صدف از سینه صافی قطره را گوهر کنیموقت تخمی خوش که افتد در زمین پاک ما4نقل کریںبر زمین هر چند نقش از خاکساری بسته ایمباکمال سرکشی گردون بود در خاک ما5نقل کریںناتوانان را زبان شکوه می باشد خموشبرنمی خیزد به آتش دود از خاشاک ما6نقل کریںچشم بی یوسف گشودن، از نظربازان خطاستورنه بوی پیرهن باشد گریبان چاک ما7نقل کریںدر ضمیر نقطه ما صد سواد اعظم استچشم کوته بین مردم چون کند ادراک ما؟8نقل کریںشمع می لرزد چو برگ بید با آن سرکشیچون به محفل رو نهد پروانه بی باک ما9نقل کریںخاک دامنگیر، بند دست و پای رهروستنیست ممکن غم برآید از دل غمناک ما10نقل کریںشبنم ما گرچه صائب در نمیآید به چشمتازه دارد گلستان را دیده نمناک ما◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمشد چو گل از روی خندان، خرده زر رزق ماچون صدف گشت از دهان پاک، گوهر رزق ماصائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 256اگلی نظمقرعه و تسبیح را محرم نداند حال ماهست بر سی پاره دل ها مدار فال ماصائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 258آڈیوصداکار منتخب کریںپری ساتکنی عندلیبآڈیو چلائیں0:000:00ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجورآڈیو کا ماخذ: گنجور
پچھلی نظمشد چو گل از روی خندان، خرده زر رزق ماچون صدف گشت از دهان پاک، گوهر رزق ماصائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 256
اگلی نظمقرعه و تسبیح را محرم نداند حال ماهست بر سی پاره دل ها مدار فال ماصائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 258