صائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 256غزل شمارهٔ 256شاعر: صائبوزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)قافیہ: ررزقماصنف: غزلصداکار: پری ساتکنی عندلیبآڈیوپری ساتکنی عندلیبخود کار اسکرولآغازاختتامآڈیوپری ساتکنی عندلیبخود کار اسکرولآغازاختتامToggle stanza 111نقل کریںشد چو گل از روی خندان، خرده زر رزق ماچون صدف گشت از دهان پاک، گوهر رزق ما22نقل کریںباز کن چون پوست از سر خشک مغزی را که شداز زبان چرب، چون بادام، شکر رزق ما33نقل کریںخانه دربسته سنگ راه روزی خواره نیستمی رسد چون لعل از خورشید انور رزق ما44نقل کریںبر چمن پیرا ز آزادی نمی گردیم باراز دل صد پاره باشد چون صنوبر رزق ما55نقل کریںبی کشش گر طفل از پستان تواند شیر خوردمی شود بی جهد و کوشش هم میسر رزق ما66نقل کریںطرفی از دریا نبست از پوچ گویی ها حباباز خموشی چون صدف شد آب گوهر رزق ما77نقل کریںسبزه ما همچو جوهر موی آتش دیده استقطره آبی است چون شمشیر و خنجر رزق ما88نقل کریںبوسه ای از لعل سیرابش نصیب ما نشدسینه چون دوزخ است از آب کوثر رزق ما99نقل کریںبا خط شبرنگ ازان لب های میگون ساختیمشد سیاهی ز آب حیوان چون سکندر رزق ما1010نقل کریںچشم بینا نیست، ورنه همچو گندم کرده استباز از هر دانه ای، آغوش دیگر رزق ما1111نقل کریںنیست کم از تنگ شکر، چشم تنگ ما چو مورتا ز صحرای قناعت شد مقرر رزق ما1212نقل کریںآتش حرص از زبان بازی پریشان می کندگر شود مشت سپندی همچو مجمر رزق ما1313نقل کریںحاصل ما صائب از گفتار، پیچ و تاب بوداز زبان پاک شد چون تیغ، جوهر رزق ما◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمتا خرام قامت او برد از سر هوش ماپشت بر دیوار چون محراب ماند آغوش ماصائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 255اگلی نظمآهوان را در کمند آورد چشم پاک ماشد چو مجنون دیده ما حلقه فتراک ماصائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 257◆آڈیوصداکار منتخب کریںپری ساتکنی عندلیبآڈیو چلائیں0:000:00◆ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجورآڈیو کا ماخذ: گنجور
پچھلی نظمتا خرام قامت او برد از سر هوش ماپشت بر دیوار چون محراب ماند آغوش ماصائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 255
اگلی نظمآهوان را در کمند آورد چشم پاک ماشد چو مجنون دیده ما حلقه فتراک ماصائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 257