صائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 146غزل شمارهٔ 146شاعر: صائبوزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)قافیہ: یرمیبایدمراصنف: غزلصداکار: عندلیبآڈیوعندلیبخود کار اسکرولآغازاختتامآڈیوعندلیبخود کار اسکرولآغازاختتامToggle stanza 111نقل کریںشد مسلسل بوی گل، زنجیر میباید مرابند لنگرداری از تدبیر میباید مرا22نقل کریںاز نسیمِ گل پریشان گردد اوراقِ حواسخلوتی چون غنچهای، تصویر میباید مرا33نقل کریںمیکِشد مجنونِ من ز آمد شدِ مردم ملالپاسبانها از پلنگ و شیر میباید مرا44نقل کریںسر به صحرا داده چشمِ سیاهِ لیلیمچشمِ آهو، حلقهٔ زنجیر میباید مرا55نقل کریںهیچ کاری بی کمان نگشاید از تیرِ خدنگبا جوانی، همّتی از پیر میباید مرا66نقل کریںهست از جوهر فزون صد حلقه پیچ و تابِ منبستر و بالین ازان شمشیر میباید مرا77نقل کریںنیست از غفلت اگر معماریِ دل میکنمگوشهای زین عالمِ دلگیر میباید مرا88نقل کریںبی غبار خطِ مرا تسخیر کردن مشکل استبیقرارم، خاکِ دامنگیر میباید مرا99نقل کریںسرنمیپیچم به سنگِ بیستون از کارِ عشقجانِ شیرین بهرِ جوی شیر میباید مرا1010نقل کریںاز نوازش بیشتر میبالم از ریزش به خودجنبشِ گهواره بیش از شیر میباید مرا1111نقل کریںنیست میدان، دلِ پر وحشتِ من شهر راوادیی هموار چون نخجیر میباید مرا1212نقل کریںپای دیوارِ مرا هر برگِ کاهی تیشهای استخضرِ تردستی، پی تعمیر میباید مرا1313نقل کریںروی تلخِ دایه نتواند مرا خاموش کردطفلِ بدخویم، شکر در شیر می باید مرا1414نقل کریںچون هدف گردنکشی از خاکساری کردهامسینهای آمادهٔ صد تیر میباید مرا1515نقل کریںنیست بیجا از شفق صائب اگر خون میخورمدر نفَس چون صبحدم تأثیر میباید مرا◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمصبح از جانهای روشن یاد میآید مراشام از تاریکی تن یاد میآید مراصائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 145اگلی نظمزلف را نبود سرانجامی که میباید مراخط مگر سامان دهد دامی که میباید مراصائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 147◆آڈیوصداکار منتخب کریںعندلیبآڈیو چلائیں0:000:00◆ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجورآڈیو کا ماخذ: گنجور
پچھلی نظمصبح از جانهای روشن یاد میآید مراشام از تاریکی تن یاد میآید مراصائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 145
اگلی نظمزلف را نبود سرانجامی که میباید مراخط مگر سامان دهد دامی که میباید مراصائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 147