صائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 676غزل شمارهٔ 676شاعر: صائبوزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)قافیہ: رجداہم وزن و قافیہ نظمیں: 1صنف: غزلصداکار: عندلیبآڈیوعندلیبخود کار اسکرولآغازاختتامآڈیوعندلیبخود کار اسکرولآغازاختتامToggle stanza 11نقل کریںآسان چسان شود ز وطن دیده ور جدا؟کز سنگ خاره گشت به سختی شرر جدا2نقل کریںرنگین شود ز باده گلرنگ، بی طلبدستی که چون سبو نشد از زیر سر جدا3نقل کریںتا همچو لاله چشم گشودم درین چمنهرگز نبود داغ مرا از جگر جدا4نقل کریںاز دل نشد به آب شدن محو، نقش یاراین سکه از گداز نگردد ز زر جدا5نقل کریںبحر از گهر غبار یتیمی نمی بردما و تراکه می کند از یکدگر جدا؟6نقل کریںدر قید تن ز خامی خود مانده است دلبی پختگی ز شاخ نگردد ثمر جدا7نقل کریںفرهاد پا به کوه گذارد ز دیدنشکوهی که گشته است ترا از کمر جدا8نقل کریںنتوان گرفت خرده ز ممسک به روی سختگردد ز سنگ اگرچه به آهن شرر جدا9نقل کریںنتوان ترا جدا ز پدر کرد، ورنه مااز شیر کرده ایم مکرر شکر جدا10نقل کریںرنگی ندارم از لب لعل تو، گرچه منکردم به زور جاذبه آب از گهر جدا11نقل کریںآتش کند تمیز ز هم نقد و قلب رااخلاق خوب و زشت شود در سفر جدا12نقل کریںدر پرده حجاب بود از وصال شمعپروانه تا نمی شود از بال و پر جدا13نقل کریںصائب ز تیغ مرگ نلرزد به خویشتنآزاده ای که گشت ز خود پیشتر جدا◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمآن را که نیست وسعت مشرب درین سرادر زندگی به تنگی قبرست مبتلاصائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 675اگلی نظمبلبل نمی شود به قفس از چمن جدافانوس، شمع را نکند ز انجمن جداصائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 677زمینہم وزن و قافیہ نظمیںغم نیست کافتد از تن فرسوده سر جداغم زان بود که ماند ازین خاک در جداجامی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 41آڈیوصداکار منتخب کریںعندلیبآڈیو چلائیں0:000:00ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجورآڈیو کا ماخذ: گنجور
پچھلی نظمآن را که نیست وسعت مشرب درین سرادر زندگی به تنگی قبرست مبتلاصائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 675
اگلی نظمبلبل نمی شود به قفس از چمن جدافانوس، شمع را نکند ز انجمن جداصائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 677
غم نیست کافتد از تن فرسوده سر جداغم زان بود که ماند ازین خاک در جداجامی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 41