صفحۂ اولشعراءلغاتاوزاناصنافمترجمینصداکارہمارے بارے میںرابطہ
زندہ رود
زندہ رود

زندہ رود: فارسی شاعری کا ایک جاوداں دریا

زندہ رود فارسی شاعری کو اردو اور انگریزی تراجم، آڈیو اور ویڈیو کے ساتھ ایک پرسکون اور مستقل مطالعہ گاہ میں پیش کرنے کی کوشش ہے۔

مزید جانیں ←
YouTubeFacebookInstagramTikTok

مرکزی راستے

صفحۂ اولتلاشہمارے بارے میںرابطہ

مزید مطالعہ

شعراءاوزاناصنافصداکارانمترجمین

لغات

لغاتزندہ رود فارسی لغتزندہ رود عربی لغت

ہر ماہ نئی نظمیں · جاری منصوبہ

© 2026 زندہ رود

  1. صائب
  2. »دیوان اشعار
  3. »غزلیات
  4. »غزل شمارهٔ 1479

غزل شمارهٔ 1479

شاعر: صائب

وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)

قافیہ: الاست

ہم وزن و قافیہ نظمیں: 1

صنف: غزل

Toggle stanza 1
1

در بهاران سر مرغی که به زیر بال است

از دم سرد خزان ایمن و فارغبال است

2

هر چه اندوخته ای از تو جدا می گردد

آنچه هرگز نشود از تو جدا، اعمال است

3

چه کنی دعوی تجرید، که درویشان را

چشم بر حسن مآل است و ترا بر مال است

4

همه از گردش افلاک شکایت داریم

پایکی خرمن ما گرچه ازین غربال است

5

می خراشد جگر سنگ، فغان جرسش

یارب این قافله را چشم که در دنبال است؟

6

شکوه هایی که گره گشته مرا در دل تنگ

تب گرمی است که موقوف به یک تبخال است

7

به سیاهی شده ای ملتفت از آب حیات

ای که از حسن ترا چشم به خط و خال است

8

ایمن از دیده شورست جمالی که تراست

کز لطافت گل رخسار تو بی تمثال است

9

سرو بالای ترا پایه بلند افتاده است

ساق سیمین ترا هاله مه خلخال است

10

نیست ممکن نکند رحم به دردی که مراست

دل بیدرد تو هر چند که فارغبال است

11

نیست از عیب خود آگاه، خودآرا صائب

چشم طاوس ز کوته نظری بر بال است

◆

اگلی / پچھلی نظم

پچھلی نظم

عشق را از دل سودازده ما ننگ است

این پلنگی که با سایه خود در جنگ است

صائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 1478

اگلی نظم

سبزی نه فلک از چشم گهربار دل است

آب این مزرعه از دیده بیدار دل است

صائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 1480

زمین

ہم وزن و قافیہ نظمیں

آگاهی و افسردگی دل چه خیال است

تا دانه به خود چشم‌گشوده‌ست نهال است

بیدل دهلوی»غزلیات»غزل شمارهٔ 517

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور