صائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 470غزل شمارهٔ 470شاعر: صائبوزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)قافیہ: ینیهاہم وزن و قافیہ نظمیں: 1صنف: غزلصداکار: عندلیبآڈیوعندلیبخود کار اسکرولآغازاختتامآڈیوعندلیبخود کار اسکرولآغازاختتامToggle stanza 111نقل کریںز خرمن صلح کن با دانهای از دوربینیهاکه میسازد زبان برق کوته خوشهچینیها22نقل کریںتلاش صدر کمتر کن که در بحر گران لنگرسبک دارد کف بیمغز را بالانشینیها33نقل کریںمیان نور و ظلمت التیامی نیست، حیرانمکه چون پیوست جان آسمانی با زمینیها44نقل کریںسرافرازی چو شمع آن را رسد در حلقه طاعتکه محرابش نخواهد شمع از روشنجبینیها55نقل کریںنگردد روزن اندیشه تا مسدود از حیرتندارد غیر سودا حاصلی خلوتگزینیها66نقل کریںبه من بایست یار از دیگران نزدیکتر باشداگر نزدیک میگردید راه از دوربینیها77نقل کریںز گرد خط، گرفتم بیصفا شد ظاهر آن لبکجا رفت آن تبسمها و آن حرفآفرینیها؟88نقل کریںندارد روزی اهل قناعت چشم شور از پیسلیمان میبرد غیرت به مور از ریزهچینیها99نقل کریںبه ذوقی باده در جام سفالین ریختم صائبکه از طاق دل فغفور چین افتاد چینیها◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظممباش ای رهنورد عشق نومید از تپیدنهاکه در آخر به جایی میرسد از خود رمیدنهاصائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 469اگلی نظمترا پر چون صدف شد گوش از سیماب در دریاوگرنه حلقه ذکری است هر گرداب در دریاصائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 471◆زمینہم وزن و قافیہ نظمیںبود سرمشق درس خامشی باریکبینیهاز مو انگشت حیرانی به لب دارند چینیهابیدل دهلوی»غزلیات»غزل شمارهٔ 322◆آڈیوصداکار منتخب کریںعندلیبآڈیو چلائیں0:000:00◆ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجورآڈیو کا ماخذ: گنجور
پچھلی نظممباش ای رهنورد عشق نومید از تپیدنهاکه در آخر به جایی میرسد از خود رمیدنهاصائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 469
اگلی نظمترا پر چون صدف شد گوش از سیماب در دریاوگرنه حلقه ذکری است هر گرداب در دریاصائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 471
بود سرمشق درس خامشی باریکبینیهاز مو انگشت حیرانی به لب دارند چینیهابیدل دهلوی»غزلیات»غزل شمارهٔ 322