صفحۂ اولشعرازمرہ جاتلغاتمزید مطالعہہمارے بارے میںرابطہ
زندہ رود
زندہ رود

زندہ رود: فارسی شاعری کا ایک جاوداں دریا

زندہ رود فارسی شاعری کو اردو اور انگریزی تراجم، آڈیو اور ویڈیو کے ساتھ ایک پرسکون اور مستقل مطالعہ گاہ میں پیش کرنے کی کوشش ہے۔

مزید جانیں ←
YouTubeFacebookInstagramTikTok

مرکزی راستے

صفحۂ اولشعراتلاشہمارے بارے میںرابطہ

مزید مطالعہ

اوزاناصنافصداکارانمترجمینزندہ رود اور گنجور

لغات

لغاتزندہ رود فارسی لغتزندہ رود عربی لغت

ہر ماہ نئی نظمیں · جاری منصوبہ

© 2026 زندہ رود

  1. صائب
  2. »دیوان اشعار
  3. »غزلیات
  4. »غزل شمارهٔ 5182

غزل شمارهٔ 5182

شاعر: صائب

وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)

قافیہ: انهعشق

ہم وزن و قافیہ نظمیں: 2

صنف: غزل

Toggle stanza 1
11

پای گستاخ منه بر در کاشانه عشق

سر منصور بود کنگره خانه عشق

22

حیف فرهاد که با آنهمه شیرین کاری

شد به خواب عدم از تلخی افسانه عشق

33

گر درآتش روی از خامیت آتش سوزد

تا سرت گرم نگشته است زپیمانه عشق

44

شیشه بندان ظرافت بهمش می شکنند

محتسب گر گذرد از دل میخانه عشق

55

با چه رو، روی به طوف حرم کعبه کنیم؟

نیست بر جبهه ما صندل بتخانه عشق

66

چو سبو شانه ندزدیده ام از باده کشی

کرده ام ازدل و جان خدمت میخانه عشق

77

من به معموره عقلم به پشیزی محتاج

گنج برروی هم افتاده به ویرانه عشق

88

قطره ای نیست هوایی نبود در سر او

می پرد چشم حباب از پی پیمانه عشق

99

شعله رابا خس و خاشاک بهم درپیچد

چون شود برق عنان گریه مستانه عشق

1010

رفته ام دررگ و در ریشه دیوار چوکاه

نتوان کرد مرا دور ز کاشانه عشق

1111

چشم زخمی به سبکدستی آن کس مرساد

که ز خاکستر دل ریخت پی خانه عشق

1212

خون دل نیز شریک است درین آمیزش

نه همین اشک بود گوهر یکدانه عشق

1313

سر پیچیدن دستار ندارم صائب

می روم گرد سر وضع غریبانه عشق

◆

اگلی / پچھلی نظم

پچھلی نظم

آسمان کهنه سبویی است ز میخانه عشق

بحر یک قطره تلخی است زپیمانه عشق

صائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 5181

اگلی نظم

زبان مار بود خار آشیان فراق

که باد جلوه گه برق، خانمان فراق

صائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 5183

◆

زمین

ہم وزن و قافیہ نظمیں

مشرق سینه چاک است در خانه عشق

چشم بیدار بود روزن کاشانه عشق

صائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 5180

آسمان کهنه سبویی است ز میخانه عشق

بحر یک قطره تلخی است زپیمانه عشق

صائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 5181

◆

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور