صائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 698غزل شمارهٔ 698شاعر: صائبوزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)قافیہ: یدراصنف: غزلصداکار: عندلیبآڈیوعندلیبخود کار اسکرولآغازاختتامآڈیوعندلیبخود کار اسکرولآغازاختتامToggle stanza 111نقل کریںوادید کرده است به من تلخ، دید رادر رجعت است عادت اعداد، عید را22نقل کریںبر گوش و لب ستم نتوان کرد بیش ازینمسدود می کنم ره گفت و شنید را33نقل کریںصبح وصال می شمرد قدردان عشقدر راه انتظار تو، چشم سفید را44نقل کریںگلگونه شفق رخ خورشید را بس استحاجت به شمع نیست مزار شهید را55نقل کریںدست تهی بود سپر سنگ حادثاتدارد بپای، بی ثمری سرو و بید را66نقل کریںدر کار سخت جوهر مردان عیان شودبی قفل، فتح باب نباشد کلید را77نقل کریںخواهی که نشأه تو دوبالا شود ز میصائب به روی جام ببین ماه عید را◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمافسردگی است چاره دل دردمند راخاکسترست بستر راحت سپند راصائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 697اگلی نظمیک بار بی خبر به شبستان من درآچون بوی گل، نهفته به این انجمن درآصائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 699◆آڈیوصداکار منتخب کریںعندلیبآڈیو چلائیں0:000:00◆ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجورآڈیو کا ماخذ: گنجور
پچھلی نظمافسردگی است چاره دل دردمند راخاکسترست بستر راحت سپند راصائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 697
اگلی نظمیک بار بی خبر به شبستان من درآچون بوی گل، نهفته به این انجمن درآصائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 699