صفحۂ اولشعرازمرہ جاتلغاتمزید مطالعہہمارے بارے میںرابطہ
زندہ رود
زندہ رود

زندہ رود: فارسی شاعری کا ایک جاوداں دریا

زندہ رود فارسی شاعری کو اردو اور انگریزی تراجم، آڈیو اور ویڈیو کے ساتھ ایک پرسکون اور مستقل مطالعہ گاہ میں پیش کرنے کی کوشش ہے۔

مزید جانیں ←
YouTubeFacebookInstagramTikTok

مرکزی راستے

صفحۂ اولشعراتلاشہمارے بارے میںرابطہ

مزید مطالعہ

اوزاناصنافصداکارانمترجمینزندہ رود اور گنجور

لغات

لغاتزندہ رود فارسی لغتزندہ رود عربی لغت

ہر ماہ نئی نظمیں · جاری منصوبہ

© 2026 زندہ رود

  1. صائب
  2. »دیوان اشعار
  3. »غزلیات
  4. »غزل شمارهٔ 1494

غزل شمارهٔ 1494

شاعر: صائب

وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)

قافیہ: لدرویشاناست

صنف: غزل

Toggle stanza 1
11

نمک عشق در آب و گل درویشان است

حاصل روی زمین در دل درویشان است

22

نور خورشید به ویرانه فزون می افتد

بیشتر لطف خدا شامل درویشان است

33

دل بیدار ازین صومعه داران مطلب

کاین چراغی است که در محفل درویشان است

44

گرچه از هر جگر چاک به حق راهی هست

راه نزدیکترش از دل درویشان است

55

سیل از خانه به دوشان چه تواند بردن؟

دل دریای خطر ساحل درویشان است

66

نغمه بال وپر سیرست سبکروحان را

ناله نی حدی محمل درویشان است

77

در زمینی که ازو بوی دل آید به مشام

پا بیفشار که سر منزل درویشان است

88

می کند سلطنت فانی خود را باقی

پادشاهی که دلش مایل درویشان است

99

دل پر آبله از سینه زهاد مجوی

جای این گنج گهر در دل درویشان است

1010

پیش شمشیر قضا دست نمی جنبانند

جگر شیر کباب دل درویشان است

1111

کیمیایی که ازو قلب جهان زر گردد

در رکاب نظر کامل درویشان است

1212

در بساط من سودازده ز اسباب جهان

نیم جانی است اگر قابل درویشان است

1313

چرخ با این همه انجم که در او می بینی

مشتی از خرمن بی حاصل درویشان است

1414

جلوه نور حق از خاک سیه می بینند

در و دیوار کجا حایل درویشان است؟

1515

گرچه از مردم دنیاست به ظاهر صائب

طینت خاکی او از گل درویشان است

◆

اگلی / پچھلی نظم

پچھلی نظم

خلوت فکر، پریخانه خاموشان است

گفتگو ابجد طفلانه خاموشان است

صائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 1493

اگلی نظم

صدف بحر بقا سینه درویشان است

گوهر آن، دل بی کینه درویشان است

صائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 1495

◆

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور