صائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 527غزل شمارهٔ 527شاعر: صائبوزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)قافیہ: اکردمراصنف: غزلصداکار: عندلیبآڈیوعندلیبخود کار اسکرولآغازاختتامآڈیوعندلیبخود کار اسکرولآغازاختتامToggle stanza 111نقل کریںنخل قد تو هم آغوش بلا کرد مراهوس زلف تو همدست صبا کرد مرا22نقل کریںخاک در دیده مقراض جدایی بادا!که ازان حاشیه بزم جدا کرد مرا33نقل کریںعکس من خاک به چشم آینه را می پاشیدپرتو روی تو آیینه نما کرد مرا44نقل کریںبعد عمری که فلک بر سر انصاف آمدهمچو یوسف به لب چاه بها کرد مرا55نقل کریں(چه عجب گر جگر نی بخراشد نفسمبند از بند، فراق تو جدا کرد مرا)66نقل کریں(داشتم شکوه ز ایران، به تلافی گردوندر فرامشکده هند رها کرد مرا)77نقل کریںچون به بستر بنهم پهلوی راحت صائب؟غنچه خسبی، گره بند قبا کرد مرا◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمآنچنان عشق تو بدخوی برآورد مراکه تسلی به دو عالم نتوان کرد مراصائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 526اگلی نظمسبک از عقل به یک رطل گران کرد مراصحبت پیر خرابات جوان کرد مراصائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 528◆آڈیوصداکار منتخب کریںعندلیبآڈیو چلائیں0:000:00◆ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجورآڈیو کا ماخذ: گنجور
پچھلی نظمآنچنان عشق تو بدخوی برآورد مراکه تسلی به دو عالم نتوان کرد مراصائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 526
اگلی نظمسبک از عقل به یک رطل گران کرد مراصحبت پیر خرابات جوان کرد مراصائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 528