صائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 35غزل شمارهٔ 35شاعر: صائبوزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)قافیہ: نباشدچراصنف: غزلصداکار: عندلیبآڈیوعندلیبخود کار اسکرولآغازاختتامآڈیوعندلیبخود کار اسکرولآغازاختتامToggle stanza 11نقل کریںجانِ عرشی، فرشِ در زندانِ تن باشد چرا؟شعلهٔ جواله در قیدِ لگن باشد چرا2نقل کریںلفظ میسازد جهان بر معنیِ روشن سیاهیوسفِ سیمینبدن در پیرهن باشد چرا3نقل کریںتا تواند ترکِ تن کرد آدمی با این شعورزنده چون کرمِ بریشم در کفن باشد چرا4نقل کریںمیتواند تا شدن فرمانروا جانِ عزیزهمچو ماهِ مصر در چاهِ وطن باشد چرا5نقل کریںمیتوان از سوختن گردید واصل تا به شمعآدمی پروانهٔ هر انجمن باشد چرا6نقل کریںتا دلِ پرخون تواند شد ز غربت نامدارچون عقیق از سادهلوحی در یمن باشد چرا7نقل کریںمیتواند تا معطر ساخت مغزِ عالمیمشکِ در نافِ غزالانِ خُتن باشد چرا8نقل کریںدل به همت میتواند چون برون آمد ز پوستهمچو خونِ مرده در زندانِ تن باشد چرا9نقل کریںپیرِ کنعان با دلیلی همچو بوی پیرهنمعتکف در گوشهٔ بیتالحزن باشد چرا10نقل کریںتا تواند آدمی هموارکردن خویش رادر شکستِ بیستون چون کوهکن باشد چرا11نقل کریںبِگُسَل از طولِ امل سررشتهٔ پیوندِ دلگردنِ آزاده در قیدِ رسن باشد چرا12نقل کریںدخترِ رَز کیست تا سازد ترا بیاختیار؟همتِ مردانه در فرمانِ زن باشد چرا13نقل کریںشد به لب واکردنی گنجینهٔ گوهر صدفدر تلاشِ رزق، آدم بیدهن باشد چرا14نقل کریںسر نمیپیچد به ترکِ سر ز تیغِ آبداراین قدر کس چون قلم عاشقسخن باشد چرا15نقل کریںچون ز شبنم گوشِ گل صائب ز سیماب است پربلبلِ خوش نغمهٔ ما در چمن باشد چرا◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمحسنِ بیپروا به فرمانِ هوس باشد چرا؟برقِ عالمسوز در زنجیرِ خس باشد چراصائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 34اگلی نظمچشم میپوشی ازان رخسارِ جانپرور چرا؟میکنی آیینه را پنهان ز روشنگر چراصائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 36آڈیوصداکار منتخب کریںعندلیبآڈیو چلائیں0:000:00ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجورآڈیو کا ماخذ: گنجور
پچھلی نظمحسنِ بیپروا به فرمانِ هوس باشد چرا؟برقِ عالمسوز در زنجیرِ خس باشد چراصائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 34
اگلی نظمچشم میپوشی ازان رخسارِ جانپرور چرا؟میکنی آیینه را پنهان ز روشنگر چراصائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 36