صفحۂ اولشعراءلغاتاوزاناصنافمترجمینصداکارہمارے بارے میںرابطہ
زندہ رود
زندہ رود

زندہ رود: فارسی شاعری کا ایک جاوداں دریا

زندہ رود فارسی شاعری کو اردو اور انگریزی تراجم، آڈیو اور ویڈیو کے ساتھ ایک پرسکون اور مستقل مطالعہ گاہ میں پیش کرنے کی کوشش ہے۔

مزید جانیں ←
YouTubeFacebookInstagramTikTok

مرکزی راستے

صفحۂ اولتلاشہمارے بارے میںرابطہ

مزید مطالعہ

شعراءاوزاناصنافصداکارانمترجمین

لغات

لغاتزندہ رود فارسی لغتزندہ رود عربی لغت

ہر ماہ نئی نظمیں · جاری منصوبہ

© 2026 زندہ رود

  1. صائب
  2. »دیوان اشعار
  3. »غزلیات
  4. »غزل شمارهٔ 5301

غزل شمارهٔ 5301

شاعر: صائب

وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)

قافیہ: بدیدهام

صنف: غزل

Toggle stanza 1
1

آب حیوان من نهان در ظلمت شب دیده ام

نور بیداری همین در چشم کوکب دیده ام

2

گر بگویم خواب شیرین تلخ بر مردم شود

آنقدر فیضی که من در پرده شب دیده ام

3

لب که عقد اوست در افواه مردم سی و دو

در درون حقه اش سی ودو کوکب دیده ام

4

من که نتوانم سفیدی از سیاهی فرق کرد

شیشه گردون پر از جهل مرکب دیده ام

5

در گره چیزی ندارند این هوسناکان پوچ

رشته امیدها را رشته تب دیده ام

6

پای لغز صد هزاران عاشق لب تشنه است

چاه سیمینی که من در سیب غبغب دیده ام

7

جمله افاق جهان راقطع با سر کرده ام

تا چو ماه از مهر جام خود لبالب دیده ام

8

مهرتابان چون چراغ روز باشد پیش او

آفتابی را که من در پرده شب دیده ام

9

جای آرام و قرار از کوته اندیشان شده است

ورنه من روی زمین را پشت مرکب دیده ام

10

چون به تلخی نگذرانم روزگار خویش را

من که نوش خلق را در نیش عقرب دیده ام

11

به که مهر خامشی بر لب زنم اظهار را

من که صائب قتل خود در عرض مطلب دیده ام

◆

اگلی / پچھلی نظم

پچھلی نظم

گاه‌گاه از دیده عبرت با دنیا دیده‌ام

کی به این هنگامه از بهر تماشا دیده‌ام

صائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 5300

اگلی نظم

عشرت روی زمین در بردباری دیده ام

نقش پایم نقش خود در خاکساری دیده ام

صائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 5302

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور