صفحۂ اولشعراءلغاتاوزاناصنافمترجمینصداکارہمارے بارے میںرابطہ
زندہ رود
زندہ رود

زندہ رود: فارسی شاعری کا ایک جاوداں دریا

زندہ رود فارسی شاعری کو اردو اور انگریزی تراجم، آڈیو اور ویڈیو کے ساتھ ایک پرسکون اور مستقل مطالعہ گاہ میں پیش کرنے کی کوشش ہے۔

مزید جانیں ←
YouTubeFacebookInstagramTikTok

مرکزی راستے

صفحۂ اولتلاشہمارے بارے میںرابطہ

مزید مطالعہ

شعراءاوزاناصنافصداکارانمترجمین

لغات

لغاتزندہ رود فارسی لغتزندہ رود عربی لغت

ہر ماہ نئی نظمیں · جاری منصوبہ

© 2026 زندہ رود

  1. صائب
  2. »دیوان اشعار
  3. »غزلیات
  4. »غزل شمارهٔ 5300

غزل شمارهٔ 5300

شاعر: صائب

وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)

قافیہ: ادیدهام

صنف: غزل

Toggle stanza 1
1

گاه‌گاه از دیده عبرت با دنیا دیده‌ام

کی به این هنگامه از بهر تماشا دیده‌ام

2

چرخ تر دامن که باشد دعوی عصمت کند

آفتابش را در آغوش مسیحا دیده‌ام

3

پیش چشم من سواد شهر خون مرده‌ای است

نقش خود چون لاله در دامان صحرا دیده‌ام

4

تیغ اگر از آسمان بر فرق من باریده است

خار در چشمم اگر هرگز به بالا دیده‌ام

5

در ته پیراهن هستی نگنجم چون حباب

قطره ناچیز خود را تا به دریا دیده‌ام

6

در کنار گل چو شبنم خار دارم زیر پا

روی گرمی تا از آن خورشیدسیما دیده‌ام

7

سنگ خواهد داد مزد سخت‌جانی‌های من

دیدهٔ نرمی که من از کارفرما دیده‌ام

8

نشئهٔ صهبای عشرت را نمی‌دانم که چیست

خوشه‌ای از دور در دست ثریا دیده‌ام

9

نیست صائب هیچ کس در خرده‌بینی همچو من

صد سواد اعظم از خال سویدا دیده‌ام

◆

اگلی / پچھلی نظم

پچھلی نظم

اشک را در پرده‌های چشم تر پیچیده‌ام

ساده‌لوحی بین که در کاغذ شرر پیچیده‌ام

صائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 5299

اگلی نظم

آب حیوان من نهان در ظلمت شب دیده ام

نور بیداری همین در چشم کوکب دیده ام

صائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 5301

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور