صائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 731غزل شمارهٔ 731شاعر: صائبوزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)قافیہ: ومراصنف: غزلصداکار: عندلیبآڈیوعندلیبخود کار اسکرولآغازاختتامآڈیوعندلیبخود کار اسکرولآغازاختتامToggle stanza 11نقل کریںاز کار رفته دست چو دست سبو مراریزند می چو شیشه مگر در گلو مرا2نقل کریںکی می رسید چاک گریبان به دامنم؟گر می رسید دست به دامان او مرا3نقل کریںرنگین تر از سرشک بود گفتگوی مناز بس شده است گریه گره در گلو مرا4نقل کریںاز خویش رفته را نتوان یافت نقش پاسرگشته آن کسی که کند جستجو مرا5نقل کریںدلسرد از نظاره باغ بهشت کردصحرای ساده دل بی آرزو مرا6نقل کریںدارد هوای چشمه خورشید شبنمممقراض بال و پر نشود رنگ و بو مرا7نقل کریںاز چاره، درد عشق یکی می شود هزاربیچاره آن کسی که شود چاره جو مرا8نقل کریںاز شوق جلوه تو سراپای دیده امهر چند آب رفته نیاید به جو مرا9نقل کریںصد کاسه خون اگر چه کشیدم درین چمنزردی نرفت چون گل رعنا ز رو مرا10نقل کریںدر حفظ آبرو چو گهر لرزشم بجاستجان تازه داشت در همه عمر این وضو مرا11نقل کریںاز گوهرم غبار یتیمی نمی رودصائب اگر محیط دهد شستشو مرا◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمگر قابل ملال نیم، شاد کن مراویران اگر نمی کنی، آباد کن مراصائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 730اگلی نظمسرگشته ساخت خالِ دلارای او مراپرگار کرد نقطهٔ سودای او مراصائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 732آڈیوصداکار منتخب کریںعندلیبآڈیو چلائیں0:000:00ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجورآڈیو کا ماخذ: گنجور
پچھلی نظمگر قابل ملال نیم، شاد کن مراویران اگر نمی کنی، آباد کن مراصائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 730
اگلی نظمسرگشته ساخت خالِ دلارای او مراپرگار کرد نقطهٔ سودای او مراصائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 732