صائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 732غزل شمارهٔ 732شاعر: صائبوزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)قافیہ: ایاومراصنف: غزلصداکار: عندلیبآڈیوعندلیبخود کار اسکرولآغازاختتامآڈیوعندلیبخود کار اسکرولآغازاختتامToggle stanza 11نقل کریںسرگشته ساخت خالِ دلارای او مراپرگار کرد نقطهٔ سودای او مرا2نقل کریںهر پاره داشت از دلِ من عالم دگرشیرازه کرد زلفِ دلارای او مرا3نقل کریںگشتم تمام چشم و همان چشم بستهامحیرت فزود بس که تماشای او مرا4نقل کریںمیبود کاش دردِ گرفتاریم یکیپیوندِ دیگرست به هر جای او مرا5نقل کریںچون آب سر دهد به خیابان باغِ خُلددر هر نظاره قامتِ رعنای او مرا6نقل کریںخونِ هزار بوسه به دل جوش میزنداز دیدن حنای کفِ پای او مرا7نقل کریںچون کوهِ طور مغزِ مرا سرمه میکندبرقی که در دل است ز سیمای او مرا8نقل کریںاز عشق جای شِکوه نمانده است در دلملطفِ بجاست رنجشِ بیجای او مرا9نقل کریںاقبالِ عشق ساخت به وصلم امیدوارورنه زیاد بود تمنای او مرا10نقل کریںمیداشت کاش حوصله یک نگاهِ دورشوقی که میبرد به تماشای او مرا11نقل کریںخضر آورد برون ز سیاهی گلیمِ خویشای عقل واگذار به سودای او مرا12نقل کریںدر کار نیست شیشه و پیمانهٔ دگرصائب بس است نرگسِ شهلای او مرا◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظماز کار رفته دست چو دست سبو مراریزند می چو شیشه مگر در گلو مراصائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 731اگلی نظماز باده چون کند عرق آلود ماه رادر چشم آفتاب بسوزد نگاه راصائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 733آڈیوصداکار منتخب کریںعندلیبآڈیو چلائیں0:000:00ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجورآڈیو کا ماخذ: گنجور
پچھلی نظماز کار رفته دست چو دست سبو مراریزند می چو شیشه مگر در گلو مراصائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 731
اگلی نظماز باده چون کند عرق آلود ماه رادر چشم آفتاب بسوزد نگاه راصائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 733