صائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 6غزل شمارهٔ 6شاعر: صائبوزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)قافیہ: رجداہم وزن و قافیہ نظمیں: 1صنف: غزلصداکار: عندلیبآڈیوعندلیبخود کار اسکرولآغازاختتامآڈیوعندلیبخود کار اسکرولآغازاختتامToggle stanza 11نقل کریںخط نمیسازد مرا زان لعل جانپرور جداتشنه کی گردد به تیغ موج از کوثر جدا؟2نقل کریںسبزهٔ خط، لعل سیراب تو را بی آب کردآب را هرچند نتوان کرد از گوهر جدا3نقل کریںاز دل خونگرم ما پیکان کشیدن مشکل استچون توان کردن دو یکدل را ز یکدیگر جدا4نقل کریںمی کند روز سیه بیگانه یاران را ز همخضر در ظلمات می گردد ز اسکندر جدا5نقل کریںتا نسوزد آرزو در دل نگردد سینه صافزنگ از آیینه میگردد به خاکستر جدا6نقل کریںزندگی را بی حلاوت میکند موی سفیدشیر در یک کاسه اینجا باشد از شکر جدا7نقل کریںچارهٔ من مرهم کافوری صبح است و بسمن که دارم بر جگر داغی ز هر اختر جدا8نقل کریںمهر زر هم از دل دنیاپرستان میرودسکته میگردد به زور دست اگر از زر جدا9نقل کریںبهره از آمیزش نیکان ندارد بد که هستدر میان جمع، فرد باطل از دفتر جدا10نقل کریںبر نیارد کثرت مردم ز تنهایی مرادر میان لشکرم چون رایت از لشکر جدا11نقل کریںبعد عمری گر بر آرم سر ز کنج آشیانمیشود تیغ دو دم در کشتنم هر پر جدا12نقل کریںگوی چوگان حوادث گردد از بی لنگریاز سر زانوی فکر آن را که باشد سر جدا13نقل کریںآتشی از شوق هر کس را که باشد زیر پاچون سپند از نالهای گردد از این مجمر جدا14نقل کریںقطره در اندیشهٔ دریا چو باشد، عین اوستنیست ممکن دل به دوری گردد از دلبر جدا15نقل کریںحال دل دور از عقیق آتشین او مپرساین کباب تر به خون دل شد از اخگر جدا16نقل کریںریشهٔ غم بر نیاورد از دلم جام شرابصیقل از آیینه صائب چون کند جوهر جدا؟◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمشد به دشواری دل از لعل لب دلبر جدااین کباب تر به خون دل شد از اخگر جداصائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 5اگلی نظمبا خودی هرگز نگردد دل ز درد و غم جداهر که از خود شد جدا شد از غمِ عالم جداصائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 7زمینہم وزن و قافیہ نظمیںشد به دشواری دل از لعل لب دلبر جدااین کباب تر به خون دل شد از اخگر جداصائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 5آڈیوصداکار منتخب کریںعندلیبآڈیو چلائیں0:000:00ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجورآڈیو کا ماخذ: گنجور
پچھلی نظمشد به دشواری دل از لعل لب دلبر جدااین کباب تر به خون دل شد از اخگر جداصائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 5
اگلی نظمبا خودی هرگز نگردد دل ز درد و غم جداهر که از خود شد جدا شد از غمِ عالم جداصائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 7
شد به دشواری دل از لعل لب دلبر جدااین کباب تر به خون دل شد از اخگر جداصائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 5