صفحۂ اولشعرازمرہ جاتلغاتمزید مطالعہہمارے بارے میںرابطہ
زندہ رود
زندہ رود

زندہ رود: فارسی شاعری کا ایک جاوداں دریا

زندہ رود فارسی شاعری کو اردو اور انگریزی تراجم، آڈیو اور ویڈیو کے ساتھ ایک پرسکون اور مستقل مطالعہ گاہ میں پیش کرنے کی کوشش ہے۔

مزید جانیں ←
YouTubeFacebookInstagramTikTok

مرکزی راستے

صفحۂ اولشعراتلاشہمارے بارے میںرابطہ

مزید مطالعہ

اوزاناصنافصداکارانمترجمینزندہ رود اور گنجور

لغات

لغاتزندہ رود فارسی لغتزندہ رود عربی لغت

ہر ماہ نئی نظمیں · جاری منصوبہ

© 2026 زندہ رود

  1. صائب
  2. »دیوان اشعار
  3. »غزلیات
  4. »غزل شمارهٔ 1886

غزل شمارهٔ 1886

شاعر: صائب

وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)

قافیہ: ابرابرست

صنف: غزل

Toggle stanza 1
11

مردن به درد عشق به دنیا برابرست

با زندگی خضر و مسیحا برابرست

22

نقش برون پرده رازست چشم تو

ورنه شکوه قطره و دریا برابرست

33

در اوج اعتبار به عزلت توان رسید

مرغ شکسته بال به عنقا برابرست

44

یوسف چسان دلیر تماشای خود کند؟

یعقوب در کمین و زلیخا برابرست

55

آیینه تنگدل نشود از هجوم عکس

پیشانی گشاده به صحرا برابرست

66

هر گوشه ای که گوشه چشمی در او بود

گر چشم سوزن است به دنیا برابرست

77

در چار فصل چون نبود سرو تازه روی؟

بی حاصلی به حاصل دنیا برابرست

88

آنجا که شرم حسن به غور سخن رسد

ضبط نگه به عرض تمنا برابرست

99

در شب مشو دلیر به عصیان که از نجوم

چندین هزار دیده بینا برابرست

1010

لعل لبی که تشنه به خون دل من است

خاکش به خون باده حمرا برابرست

1111

قربانیان نگاه پریشان نمی کنند

محو ترا همیشه تماشا برابرست

1212

در چشم عارفی که به مغز جهان رسید

صبح نشاط با کف دریا برابرست

1313

در پله ای که سنگدلیهای کعبه است

ریگ روان و آبله پا برابرست

1414

با درد عشق، طاقت و بیطاقتی یکی است

تمکین کوه و کاه در اینجا برابرست

1515

حسنی که در لباس بود آب و رنگ او

در چشم ما به صورت دیبا برابرست

1616

صائب اگر به دیده انصاف بنگری

آن خال دلنشین به سویدا برابرست

◆

اگلی / پچھلی نظم

پچھلی نظم

سرچشمه نشاط دل پاک گوهرست

تا دل شکفته است، سخن تازه و ترست

صائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 1885

اگلی نظم

ما را کلاه فقر به افسر برابرست

سد رمق به ملک سکندر برابرست

صائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 1887

◆

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور