زمین
شوق اگر بیپرده سازد حسرت مستور را
عرضِ یک خمیازه صحرا میکند مخمور را
بیدل دهلویغزلیاتغزل شمارهٔ 79
عشق اگر در جلوه آرد پرتو مقدور را
از گداز دل دهد روغن چراغ طور را
بیدل دهلویغزلیاتغزل شمارهٔ 80
نیست از سنگِ ملامت غم سرِ پر شور را
کس نترسانده است از رطلِ گران مخمور را
صائبدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 61
خط نسازد بی صفا آن عارضِ پر نور را
از نسیمِ صبح پروا نیست شمعِ طور را
صائبدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 62
چون ز می افروختی آن عارضِ پر نور را
داغِ بیتابی چراغان کرد کوهِ طور را
صائبدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 63