صفحۂ اولشعراءلغاتاوزاناصنافمترجمینصداکارہمارے بارے میںرابطہ
زندہ رود
زندہ رود

زندہ رود: فارسی شاعری کا ایک جاوداں دریا

زندہ رود فارسی شاعری کو اردو اور انگریزی تراجم، آڈیو اور ویڈیو کے ساتھ ایک پرسکون اور مستقل مطالعہ گاہ میں پیش کرنے کی کوشش ہے۔

مزید جانیں ←
YouTubeFacebookInstagramTikTok

مرکزی راستے

صفحۂ اولتلاشہمارے بارے میںرابطہ

مزید مطالعہ

شعراءاوزاناصنافصداکارانمترجمین

لغات

لغاتزندہ رود فارسی لغتزندہ رود عربی لغت

ہر ماہ نئی نظمیں · جاری منصوبہ

© 2026 زندہ رود

  1. صائب
  2. »دیوان اشعار
  3. »غزلیات
  4. »غزل شمارهٔ 1519

غزل شمارهٔ 1519

شاعر: صائب

وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)

قافیہ: رساختهاست

صنف: غزل

Toggle stanza 1
1

نه همین مشک مرا خون جگر ساخته است

عشق بسیار ازین عیب هنر ساخته است

2

در ته سنگ ملامت، دل خوش مشرب ما

کبک مستی است که با کوه و کمر ساخته است

3

مطلبی نیست کز آن بحر کرم نتوان یافت

صدف از ساده دلیها به گهر ساخته است

4

کشتی از بحر گهر خیز به خشکی بسته است

طوطیی کز لب لعلش به شکر ساخته است

5

دامن شب مده از دست که این بحر گهر

نفس سوخته را عنبر تر ساخته است

6

می تواند ز بناگوش بتان گلها چید

هر که چون زلف ز هر حلقه نظر ساخته است

7

کیمیایی است قناعت که به شیرین کاری

خاک را در دهن مور شکر ساخته است

8

یک نظر با رخ آن دلبر نوخط چه کند؟

که ز هر حلقه خط، روی دگر ساخته است

9

رفته آرام و قرار از رگ جانها، تا زلف

دست خود حلقه بر آن موی کمر ساخته است

10

نیست پیکان تو از سینه صائب دلگیر

با لب خشک صدف، آب گهر ساخته است

◆

اگلی / پچھلی نظم

پچھلی نظم

عمر سرگرمی ارباب هوس کوتاه است

رشته زندگی شعله خس کوتاه است

صائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 1518

اگلی نظم

که به سیب ذقنش چشم هوس دوخته است؟

که سهیل (از) عرق شرم برافروخته است

صائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 1520

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور