صائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 946غزل شمارهٔ 946شاعر: صائبوزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)قافیہ: انبرنخاستہم وزن و قافیہ نظمیں: 1صنف: غزلصداکار: عندلیبآڈیوعندلیبخود کار اسکرولآغازاختتامآڈیوعندلیبخود کار اسکرولآغازاختتامToggle stanza 111نقل کریںکی سری بردم به جیب خود که طوفان برنخاستهمچو شمع کشته دودم از گریبان برنخاست22نقل کریںشمع بالینش نشد چون صبح خورشید بلندبا لب پرخنده هر کس از سر جان برنخاست33نقل کریںاز نوای شور مجنون بود رقص گردبادرفت تا مجنون، غباری زین بیابان برنخاست44نقل کریںنقد جان را رونمای تیشه فولاد داداز دل فرهاد این کوه غم آسان برنخاست55نقل کریںپاک طینت از حدیث سرد از جا کی رود؟آتش یاقوت از تحریک دامان برنخاست66نقل کریںحیرتی دارم که چون از های هوی ناله اماز شکر خواب عدم چشم شهیدان برنخاست؟77نقل کریںعمرها در آب چشم خویشتن لنگر فکنداز دل صائب غبار کلفت آسان برنخاست◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظماز دل سخت بتان از ناله ای فریاد خاستخوش همایون طایری زین بیضه فولاد خاستصائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 945اگلی نظمرفت تا مجنون ز دشت عشق مردی برنخاستمرد چبود، می توانم گفت گردی برنخاستصائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 947◆زمینہم وزن و قافیہ نظمیںبر دل یوسف غمی در کنج زندان بر نخاستکز پریشانی فغان از پیر کنعان بر نخاستعرفی»غزلیات»غزل شمارهٔ 46◆آڈیوصداکار منتخب کریںعندلیبآڈیو چلائیں0:000:00◆ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجورآڈیو کا ماخذ: گنجور
پچھلی نظماز دل سخت بتان از ناله ای فریاد خاستخوش همایون طایری زین بیضه فولاد خاستصائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 945
اگلی نظمرفت تا مجنون ز دشت عشق مردی برنخاستمرد چبود، می توانم گفت گردی برنخاستصائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 947