صائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 945غزل شمارهٔ 945شاعر: صائبوزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)قافیہ: ادخاستصنف: غزلصداکار: عندلیبآڈیوعندلیبخود کار اسکرولآغازاختتامآڈیوعندلیبخود کار اسکرولآغازاختتامToggle stanza 11نقل کریںاز دل سخت بتان از ناله ای فریاد خاستخوش همایون طایری زین بیضه فولاد خاست2نقل کریںمن که در خاموشی از آیینه می بردم سبقنوخطی دیدم که از هر موی من فریاد خاست3نقل کریںتا دل سنگین شیرین هیچ جا منزل نکردهر شراری کز زبان تیشه فرهاد خاست4نقل کریںماه بر گردن نهاد از هاله طوق بندگیسرو موزون تو تا از گلشن ایجاد خاست5نقل کریںمی کند چون دام، چشم شوخ انجم را به خاکاز خرام او مرا گردی که از بنیاد خاست6نقل کریںدر شکست قلب ما آن زلف و کاکل بس نبود؟کان غبار خط مشکین هم پی امداد خاست7نقل کریںوای بر بی طاقتان، کز روی آتشناک اوچون سپند از مهر خاموشی مرا فریاد خاست8نقل کریںساغرش چون لاله صائب دایم از می سرخ روستهر که از خاک سیه با داغ مادرزاد خاست◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمروزگارم تیره شد خورشید سیمایی کجاست؟رفت از دستم عنان مژگان گیرایی کجاست؟صائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 944اگلی نظمکی سری بردم به جیب خود که طوفان برنخاستهمچو شمع کشته دودم از گریبان برنخاستصائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 946آڈیوصداکار منتخب کریںعندلیبآڈیو چلائیں0:000:00ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجورآڈیو کا ماخذ: گنجور
پچھلی نظمروزگارم تیره شد خورشید سیمایی کجاست؟رفت از دستم عنان مژگان گیرایی کجاست؟صائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 944
اگلی نظمکی سری بردم به جیب خود که طوفان برنخاستهمچو شمع کشته دودم از گریبان برنخاستصائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 946