صفحۂ اولشعراءلغاتاوزاناصنافمترجمینصداکارہمارے بارے میںرابطہ
زندہ رود
زندہ رود

زندہ رود: فارسی شاعری کا ایک جاوداں دریا

زندہ رود فارسی شاعری کو اردو اور انگریزی تراجم، آڈیو اور ویڈیو کے ساتھ ایک پرسکون اور مستقل مطالعہ گاہ میں پیش کرنے کی کوشش ہے۔

مزید جانیں ←
YouTubeFacebookInstagramTikTok

مرکزی راستے

صفحۂ اولتلاشہمارے بارے میںرابطہ

مزید مطالعہ

شعراءاوزاناصنافصداکارانمترجمین

لغات

لغاتزندہ رود فارسی لغتزندہ رود عربی لغت

ہر ماہ نئی نظمیں · جاری منصوبہ

© 2026 زندہ رود

  1. صائب
  2. »دیوان اشعار
  3. »غزلیات
  4. »غزل شمارهٔ 5517

غزل شمارهٔ 5517

شاعر: صائب

وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)

قافیہ: یدم

ہم وزن و قافیہ نظمیں: 6

صنف: غزل

Toggle stanza 1
1

ز دست خشک مرجان ناامید از بحر گردیدم

ز روی تلخ دریا دامن از وصل گهر چیدم

2

میزان نظر سنگین تر آمد پله خوابم

چو خواب امن را با دولت بیدار سنجیدم

3

به آسانی نشد باز این گره چون خامه از کارم

به زیر تیغ رفتم تا ز بند آزاد گردیدم

4

ز چوب دار، نخل میوه دارم گشت عریانتر

ز بس از سردی بی حاصلان بر خویش لرزیدم

5

ز چشم باز دایم در ره سیل خطر بودم

فتادم در حصار عافیت تا چشم پوشیدم

6

زمین تاج سر من بود تا سر در هوا بودم

فرو رفتم به خود افلاک را در زیر پا دیدم

7

نشد بر خاکساریهای من چون آب رحم آرد

به پای سرو این گلزار چندانی که غلطیدم

8

ز گوش بسته سنگین دلان تیرم به سنگ آمد

درین محفل ز بی برگی چونی چندان که نالیدم

9

به عهد من زمین نایاب چون اکسیر شد صائب

ز بس خون خوردم و بر لب ز غیرت خاک مالیدم

◆

اگلی / پچھلی نظم

پچھلی نظم

ندیدم روز خوش تا چون قلم روی سخن دیدم

به زیر تیغ رفتم تا زبند آزاد گردیدم

صائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 5516

اگلی نظم

بر آن پای حنایی روی زرد خویش مالیدم

ازین گلشن که چیده است این گل رعنا که من چیدم

صائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 5518

زمین

ہم وزن و قافیہ نظمیں

درین‌ گلشن نه بویی دیدم و نی‌ رنگ فهمیدم

چو شبنم حیرتی گل کردم و آیینه خندیدم

بیدل دهلوی»غزلیات»غزل شمارهٔ 2116

سحر کیفیت دیدار از ایینه پرسیدم

به حیرت رفت چندانی ‌که من هم محو‌ گر‌دیدم

بیدل دهلوی»غزلیات»غزل شمارهٔ 2118

بگفتم عذر با دلبر که بی‌گه بود و ترسیدم

جوابم داد کای زیرک بگاهت نیز هم دیدم

رومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 1424

زبان تا بود گویا، تیغ می بارید بر فرقم

جهان دارالامان شد تا زبان در کام دزدیدم

صائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 5515

ندیدم روز خوش تا چون قلم روی سخن دیدم

به زیر تیغ رفتم تا زبند آزاد گردیدم

صائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 5516

بر آن پای حنایی روی زرد خویش مالیدم

ازین گلشن که چیده است این گل رعنا که من چیدم

صائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 5518

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور