صائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 625غزل شمارهٔ 625شاعر: صائبوزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)قافیہ: المراصنف: غزلصداکار: عندلیبآڈیوعندلیبخود کار اسکرولآغازاختتامآڈیوعندلیبخود کار اسکرولآغازاختتامToggle stanza 111نقل کریںکجا به دام کشد سایه نهال مراشکوفه خنده شیرست از ملال مرا22نقل کریںفروغ گوهر من از نژاد خورشیدستبه خیرگی نتوان کرد پایمال مرا33نقل کریںچنین که لقمه غم در گلوی من گره استمی حرام بود روزی حلال مرا44نقل کریںچسان به خنده گشایم دهن، که همچون برقلب شکفته بود مشرق زوال مرا55نقل کریںپی شکست من ای سنگ، پر بهم مرسانکه می کند تپش دل شکسته بال مرا66نقل کریںفریب عشوه دنیا نمی خورم صائبنظر به حسن مآل است نه به مال مرا◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمکنند تازه خطان مشکسود داغ مراشراب کهنه دهد تازگی دماغ مراصائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 624اگلی نظمچه احتیاج دلیل است در رحیل مرا؟چو سیل جذبه دریاست بس دلیل مراصائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 626◆آڈیوصداکار منتخب کریںعندلیبآڈیو چلائیں0:000:00◆ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجورآڈیو کا ماخذ: گنجور
پچھلی نظمکنند تازه خطان مشکسود داغ مراشراب کهنه دهد تازگی دماغ مراصائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 624
اگلی نظمچه احتیاج دلیل است در رحیل مرا؟چو سیل جذبه دریاست بس دلیل مراصائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 626