صائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 830غزل شمارهٔ 830شاعر: صائبوزن: مفعول فاعلاتن مفعول فاعلاتن (مضارع مثمن اخرب)قافیہ: ارکردماراصنف: غزلصداکار: عندلیبآڈیوعندلیبخود کار اسکرولآغازاختتامآڈیوعندلیبخود کار اسکرولآغازاختتامToggle stanza 11نقل کریںچشم همیشه مستت خمار کرد ما رازلف سبک عنانت سیار کرد ما را2نقل کریںدر خواب عقل بودیم در زیر سایه گلباد بهار عشقت بیدار کرد ما را3نقل کریںداروی دردمندی از ما مسیح می بردبیمارداری دل بیمار کرد ما را4نقل کریںگل کرد راز پنهان در داغ غوطه خوردیماین خارخار آخر گلزار کرد ما را5نقل کریںتوفیق چون درآید عصیان دلیل راه استرطل گران غفلت هشیار کرد ما را6نقل کریںچون گل ز ساده لوحی در خواب ناز بودیماشک وداع شبنم بیدار کرد ما را7نقل کریںروزی چنان که باید آماده است صائباندیشه فزونی سیار کرد ما را◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظماز سوز عشق چون شمع راحت کجاست ما را؟تن بوته گدازست تا سر بجاست ما راصائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 829اگلی نظمبی قدر ساخت خود را، نخوت فزود ما رابر ما و خود ستم کرد هر کس ستود ما راصائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 831آڈیوصداکار منتخب کریںعندلیبآڈیو چلائیں0:000:00ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجورآڈیو کا ماخذ: گنجور
پچھلی نظماز سوز عشق چون شمع راحت کجاست ما را؟تن بوته گدازست تا سر بجاست ما راصائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 829
اگلی نظمبی قدر ساخت خود را، نخوت فزود ما رابر ما و خود ستم کرد هر کس ستود ما راصائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 831