صفحۂ اولشعراءلغاتاوزاناصنافمترجمینصداکارہمارے بارے میںرابطہ
زندہ رود
زندہ رود

زندہ رود: فارسی شاعری کا ایک جاوداں دریا

زندہ رود فارسی شاعری کو اردو اور انگریزی تراجم، آڈیو اور ویڈیو کے ساتھ ایک پرسکون اور مستقل مطالعہ گاہ میں پیش کرنے کی کوشش ہے۔

مزید جانیں ←
YouTubeFacebookInstagramTikTok

مرکزی راستے

صفحۂ اولتلاشہمارے بارے میںرابطہ

مزید مطالعہ

شعراءاوزاناصنافصداکارانمترجمین

لغات

لغاتزندہ رود فارسی لغتزندہ رود عربی لغت

ہر ماہ نئی نظمیں · جاری منصوبہ

© 2026 زندہ رود

  1. صائب
  2. »دیوان اشعار
  3. »غزلیات
  4. »غزل شمارهٔ 2545

غزل شمارهٔ 2545

شاعر: صائب

وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)

قافیہ: نگپیدامیکند

صنف: غزل

Toggle stanza 1
1

عشق جا در سینه های تنگ پیدا می کند

جای خود را این شرر در سنگ پیدا می کند

2

با سبک قدران نمی گردد طرف تمکین عشق

کوهکن از بیستون همسنگ پیدا می کند

3

نیست جان پاک را چون بیقراری صیقلی

آب چون ماند ازروانی زنگ پیدا می کند

4

آرزو در طبع پیران از جوانان است بیش

در خزان هر برگ چندین رنگ پیدا می کند

5

می شود از خط دل سنگین خوبان چرب نرم

عذرخواه از مومیایی سنگ پیدا می کند

6

هر که دارد ناخن مشکل گشایی چون نسیم

در گلستان غنچه دلتنگ پیدا می کند

7

باش با نان تهی قانع کز الوان نعم

آرزو گلهای رنگارنگ پیدا می کند

8

غافلان را پرده غفلت بود در آستین

پای خواب آلود عذر لنگ پیدا می کند

9

در کلام عاشقان هم ربط پیدا می شود

نغمه بلبل اگر آهنگ پیدا می کند

10

آن که جنگ او بود شیرین تر از حلوای صلح

بی سبب تقریب بهر جنگ پیدا می کند

11

نیست خوبان را به از شرم و حیا گلگونه ای

شیشه حسن از باده گلرنگ پیدا می کند

12

نیست صائب فکر روزی عاشق دیوانه را

دانه خود کبک مست از سنگ پیدا می کند

◆

اگلی / پچھلی نظم

پچھلی نظم

هرکه آن لب‌های میگون را تماشا می‌کند

چشم می‌پوشد ز حیرانی دهن وا می‌کند

صائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 2544

اگلی نظم

دل در آن زلف زره سان جای خود وا می کند

شست چون صاف است پیکان جانی خود وا می کند

صائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 2546

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور