صفحۂ اولشعراءلغاتاوزاناصنافمترجمینصداکارہمارے بارے میںرابطہ
زندہ رود
زندہ رود

زندہ رود: فارسی شاعری کا ایک جاوداں دریا

زندہ رود فارسی شاعری کو اردو اور انگریزی تراجم، آڈیو اور ویڈیو کے ساتھ ایک پرسکون اور مستقل مطالعہ گاہ میں پیش کرنے کی کوشش ہے۔

مزید جانیں ←
YouTubeFacebookInstagramTikTok

مرکزی راستے

صفحۂ اولتلاشہمارے بارے میںرابطہ

مزید مطالعہ

شعراءاوزاناصنافصداکارانمترجمین

لغات

لغاتزندہ رود فارسی لغتزندہ رود عربی لغت

ہر ماہ نئی نظمیں · جاری منصوبہ

© 2026 زندہ رود

  1. صائب
  2. »دیوان اشعار
  3. »غزلیات
  4. »غزل شمارهٔ 3454

غزل شمارهٔ 3454

شاعر: صائب

وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)

قافیہ: ینباشد

صنف: غزل

Toggle stanza 1
1

چشم بیدار چراغ سر بالین باشد

خواب در پله مرگ است چو سنگین باشد

2

درد بیمار ترا باعث تسکین باشد

خواب خود بستر خار است چو سنگین باشد

3

شوخی حسن عیان می شود از پرده شرم

برق در ابر محال است به تمکین باشد

4

همه شب فیض چو پروانه به گردش گردد

هر که را داغ چراغ سر بالین باشد

5

عشق در طینت آدم رگ گردن نگذاشت

استخوان مغز شود درد چو سنگین باشد

6

حسن را جبهه واکرده به تاراج دهد

خنده گل سبب جرأت گلچین باشد

7

دولت سنگدلان زود بسر می آید

سیل در کوه محال است به تمکین باشد

8

مهر زن بر لب گفتار کزاین مرده دلان

مرده ای نیست که شایسته تلقین باشد

9

بی نیازی است که در یوزه کند از در خلق

هرکه را چشم ز گفتار به تحسین باشد

10

گل مستور اگر از خار دو صد نیش خورد

به ازان است که در دامن گلچین باشد

11

بیستون لنگر بیتابی فرهاد نشد

خواب را تلخ کند کار چو شیرین باشد

12

غنچه در پوست سرانجام بهاران دارد

عشرت روی زمین در دل غمگین باشد

13

حرص از قامت خم گشته دو بالا گردد

خار چون خشک شود بیش شلایین باشد

14

خنده کبک اگر سر به ته بال کشد

باد در پنجه گیرایی شاهین باشد

15

فرد خورشید سزاوار خط باطل نیست

حیف ازان جبهه نباشد که پر از چین باشد؟

16

طاق ابروی تو پیوسته بود بر سر جنگ

جبهه تیغ محال است که بی چین باشد

17

یوسف آن نیست که در چاه بماند صائب

می دود گرد جهان فکر چو رنگین باشد

◆

اگلی / پچھلی نظم

پچھلی نظم

داغ هر لاله که بر سینه هامون باشد

مهری از محضر رسوایی مجنون باشد

صائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 3453

اگلی نظم

هرکه را چشم بر آن گوشه ابرو باشد

دلش آویخته پیوسته به یک مو باشد

صائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 3455

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور