صفحۂ اولشعراءلغاتاوزاناصنافمترجمینصداکارہمارے بارے میںرابطہ
زندہ رود
زندہ رود

زندہ رود: فارسی شاعری کا ایک جاوداں دریا

زندہ رود فارسی شاعری کو اردو اور انگریزی تراجم، آڈیو اور ویڈیو کے ساتھ ایک پرسکون اور مستقل مطالعہ گاہ میں پیش کرنے کی کوشش ہے۔

مزید جانیں ←
YouTubeFacebookInstagramTikTok

مرکزی راستے

صفحۂ اولتلاشہمارے بارے میںرابطہ

مزید مطالعہ

شعراءاوزاناصنافصداکارانمترجمین

لغات

لغاتزندہ رود فارسی لغتزندہ رود عربی لغت

ہر ماہ نئی نظمیں · جاری منصوبہ

© 2026 زندہ رود

  1. صائب
  2. »دیوان اشعار
  3. »غزلیات
  4. »غزل شمارهٔ 4621

غزل شمارهٔ 4621

شاعر: صائب

وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)

قافیہ: اریدرنظر

صنف: غزل

Toggle stanza 1
1

نیست درظاهر مرا گر گلعذاری درنظر

از دل صد پاره دارم لاله زاری درنظر

2

کارو آنها داشتم از جنس یوسف، این زمان

نیست یعقوب مراغیر از غباری درنظر

3

مد عیش من چو ابرو دربلندی طاق بود

داشتم تانرگس دنباله داری در نظر

4

می چکید از سبزه امید من آب حیات

زخم من تا داشت تیغ آبداری در نظر

5

از سبک مغزی نمی پیچد به خود چون گردباد

نیست هر کس را که اوج اعتباری در نظر

6

خاک درچشمش، به جنت گرنظر سازد سیاه

هر که راباشد ز کویش سرمه واری در نظر

7

تا برآمد از حجاب کفش، پای سیر من

دارم از هر خار این وادی بهاری درنظر

8

از تهی مغزی کنند انفاس را نشمرده خرج

نیست گویا خلق راروز شماری در نظر

9

سیل در آغوش دریا درکنارساحل است

هست تا از گرد هستی سرمه داری درنظر

10

نیست غافل چشم دام از صید، زیر خاک وما

چشم می پوشیم اگر آید شکاری درنظر

11

می کشم بادل سیاهی خجلت از کردار خویش

آه اگر می داشتم آیینه داری در نظر

12

دانه من صائب از برق حوادث سوخته است

وقت تخمی خوش که دارد نو بهاری درنظر

◆

اگلی / پچھلی نظم

پچھلی نظم

لاله ها چشم غزالان می نماید در نظر

خارها صفهای مژگان می نماید در نظر

صائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 4620

اگلی نظم

نیست رخساری زخال وخط نگارین اینقدر

نیست در دشت ختن آهوی مشکین اینقدر

صائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 4622

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور