صفحۂ اولشعراءلغاتاوزاناصنافمترجمینصداکارہمارے بارے میںرابطہ
زندہ رود
زندہ رود

زندہ رود: فارسی شاعری کا ایک جاوداں دریا

زندہ رود فارسی شاعری کو اردو اور انگریزی تراجم، آڈیو اور ویڈیو کے ساتھ ایک پرسکون اور مستقل مطالعہ گاہ میں پیش کرنے کی کوشش ہے۔

مزید جانیں ←
YouTubeFacebookInstagramTikTok

مرکزی راستے

صفحۂ اولتلاشہمارے بارے میںرابطہ

مزید مطالعہ

شعراءاوزاناصنافصداکارانمترجمین

لغات

لغاتزندہ رود فارسی لغتزندہ رود عربی لغت

ہر ماہ نئی نظمیں · جاری منصوبہ

© 2026 زندہ رود

  1. صائب
  2. »دیوان اشعار
  3. »غزلیات
  4. »غزل شمارهٔ 3201

غزل شمارهٔ 3201

شاعر: صائب

وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)

قافیہ: اکمیاید

صنف: غزل

Toggle stanza 1
1

که بر بالین من با قامت چالاک می آید؟

که آه از سینه ام بیرون گریبان چاک می آید

2

در آن محفل که دیوار و در آتش زیر پا دارد

کجا خودداری از پروانه بیباک می آید؟

3

نمی آید علاج زهر خشک از سوزن عیسی

که این خار از جگر بیرون به دست تاک می آید

4

چراغ کشته روشن می توان کردن ز مژگانش

به چشم هر که آن رخسار آتشناک می آید

5

در آن کشور که از زنگار نشناسد طوطی را

چه کار از جوهر آیینه ادراک می آید؟

6

به خون خلق از ان تشنه است مژگان سبکدستش

که از آغوش زخم آن تیغ بیرون پاک می آید

7

من آن صید همایونم که اشک شادی از قتلم

به چشم جوهر شمشیر آن بیباک می آید

8

کدامین خانه پردازست در خلوت سرای دل؟

که گردآلود حرف از سینه غمناک می آید

9

ز زخم آسیا، بی حاصلان را نیست پروایی

توگر بی مدعا گردی چه از افلاک می آید؟

10

که می سازد نشان تیر یارب استخوانم را؟

که چون صبح از زمین بیرون گریبان چاک می آید

11

زجیب فکر اگر گاهی سر عاشق برون آید

به انداز کمند وحدت فتراک می آید

12

مدو دنبال روزی، پا به دامان قناعت کش

که گندم از زمین بیرون گریبان چاک می آید

13

دهان خویش صائب چون صدف پاک از شکایت کن

که جای لقمه گوهر در دهان پاک می آید

◆

اگلی / پچھلی نظم

پچھلی نظم

شود پاک از گنه هر کس به کوی عشق می آید

که آن دریای بی پایان به جوی عشق می آید

صائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 3200

اگلی نظم

به آسانی به روی زرد ما کی رنگ می آید؟

به دور ما می لعلی برون از سنگ می آید

صائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 3202

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور